langoustines

[ایالات متحده]/læŋˈɡuːstiːn/
[بریتانیا]/læŋˈɡuːstɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی صدف که شبیه یک خرچنگ کوچک است و اغلب در اقیانوس اطلس شمالی یافت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

langoustine dish

غذای خرچنگچه

grilled langoustine

خرچنگچه گریل شده

langoustine sauce

سس خرچنگچه

langoustine salad

سالاد خرچنگچه

langoustine pasta

پاستا خرچنگچه

langoustine risotto

ریسوتو خرچنگچه

fresh langoustine

خرچنگچه تازه

langoustine ceviche

سویچه خرچنگچه

langoustine cocktail

کوکتل خرچنگچه

langoustine tartare

تارتار خرچنگچه

جملات نمونه

langoustine is a delicacy in many seafood restaurants.

میگو یک غذای خوشمزه در بسیاری از رستوران‌های غذاهای دریایی است.

she ordered a dish featuring langoustine and pasta.

او غذایی با میگو و پاستا سفارش داد.

langoustine is often served with garlic butter.

میگو اغلب با کره سیر سرو می شود.

he enjoys cooking langoustine for special occasions.

او از پختن میگو برای مناسبت های خاص لذت می برد.

langoustine can be grilled, boiled, or sautéed.

میگو را می توان گریل کرد، آب پز کرد یا تفت داد.

they paired the langoustine with a crisp white wine.

آنها میگو را با یک نوشیدنی سفید ترد همراه کردند.

langoustine is rich in flavor and tender in texture.

میگو طعم غنی و بافت لطیفی دارد.

in france, langoustine is a popular choice for gourmet meals.

در فرانسه، میگو یک انتخاب محبوب برای وعده های غذایی گوروما است.

she learned how to properly clean and prepare langoustine.

او یاد گرفت که چگونه میگو را به درستی تمیز و آماده کند.

langoustine is often featured in high-end seafood dishes.

میگو اغلب در غذاهای دریایی سطح بالا وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید