laparoscopies

[ایالات متحده]/ˌlæpəˈrɒskəpi/
[بریتانیا]/ˌlæpəˈrɑːskəpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش جراحی که شامل استفاده از لاپاراسکوپ برای بررسی حفره شکمی است

عبارات و ترکیب‌ها

laparoscopy procedure

روش لاپاروسکوپی

laparoscopy surgery

جراحی لاپاروسکوپی

laparoscopy technique

تکنیک لاپاروسکوپی

laparoscopy benefits

مزایای لاپاروسکوپی

laparoscopy risks

خطرات لاپاروسکوپی

laparoscopy recovery

بهبودی پس از لاپاروسکوپی

laparoscopy diagnosis

تشخیص با استفاده از لاپاروسکوپی

laparoscopy instruments

ابزارهای لاپاروسکوپی

laparoscopy training

آموزش لاپاروسکوپی

laparoscopy complications

عوارض لاپاروسکوپی

جملات نمونه

laparoscopy is a minimally invasive surgical technique.

لاپاروسکوپی یک تکنیک جراحی کم تهاجمی است.

surgeons often prefer laparoscopy for gallbladder removal.

جراحان اغلب لاپاروسکوپی را برای برداشتن کیسه صفرا ترجیح می دهند.

laparoscopy can lead to faster recovery times.

لاپاروسکوپی می تواند منجر به زمان‌های بهبودی سریع‌تر شود.

patients may experience less pain with laparoscopy.

بیماران ممکن است با لاپاروسکوپی درد کمتری را تجربه کنند.

laparoscopy is commonly used for diagnostic purposes.

لاپاروسکوپی معمولاً برای اهداف تشخیصی استفاده می شود.

complications from laparoscopy are relatively rare.

عوارض ناشی از لاپاروسکوپی نسبتاً نادر است.

training in laparoscopy is essential for modern surgeons.

آموزش در لاپاروسکوپی برای جراحان مدرن ضروری است.

many hospitals are equipped for laparoscopy procedures.

بسیاری از بیمارستان‌ها برای انجام روش‌های لاپاروسکوپی مجهز هستند.

laparoscopy allows for better visualization of internal organs.

لاپاروسکوپی امکان تجسم بهتر اندام های داخلی را فراهم می کند.

after laparoscopy, patients are usually monitored closely.

پس از لاپاروسکوپی، بیماران معمولاً به طور دقیق تحت نظر قرار می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید