laparotomy

[ایالات متحده]/ˌlæpə'rɒtəmɪ/
[بریتانیا]/ˌlæpə'rɑtəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جراحی که شامل برش به داخل حفره شکمی است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

exploratory laparotomy

لاپاروتومی اکتشافی

جملات نمونه

At laparotomy, duodenal dverticulitis and one enterolith obstructing the distal ileum were found.

در حین لاپاروتومی، دیورتیکولیت دوازدهه و یک آنترولیت که ایلئوم دیستال را مسدود کرده بود، یافت شد.

The patient underwent an emergency laparotomy.

بیمار تحت عمل جراحی اورژانسی لاپاروتومی قرار گرفت.

The surgeon performed a laparotomy to investigate the cause of the abdominal pain.

جراح یک لاپاروتومی برای بررسی علت درد شکم انجام داد.

Laparotomy is a common surgical procedure used for various abdominal conditions.

لاپاروتومی یک روش جراحی رایج است که برای شرایط مختلف شکمی استفاده می شود.

The incision made during laparotomy allows surgeons to access the abdominal organs.

برشی که در طول لاپاروتومی ایجاد می شود به جراحان اجازه می دهد تا به اندام های شکمی دسترسی پیدا کنند.

Complications can arise after a laparotomy, such as infection or bleeding.

عوارض می تواند پس از لاپاروتومی ایجاد شود، مانند عفونت یا خونریزی.

The decision to perform a laparotomy is based on the patient's symptoms and diagnostic tests.

تصمیم به انجام لاپاروتومی بر اساس علائم و آزمایشات تشخیصی بیمار است.

Laparotomy may be necessary to remove a tumor or repair internal injuries.

ممکن است لاپاروتومی برای برداشتن تومور یا ترمیم آسیب های داخلی ضروری باشد.

Recovery after laparotomy can take several weeks depending on the extent of the procedure.

بهبودی پس از لاپاروتومی ممکن است بسته به میزان روش، چند هفته طول بکشد.

The medical team closely monitors the patient's condition during and after a laparotomy.

تیم پزشکی به طور دقیق وضعیت بیمار را در طول و بعد از لاپاروتومی زیر نظر دارد.

Laparotomy is sometimes the best option for diagnosing and treating certain abdominal conditions.

لاپاروتومی گاهی اوقات بهترین گزینه برای تشخیص و درمان برخی از شرایط شکمی است.

نمونه‌های واقعی

I gonna have to do what's called an exploratory laparotomy.

من مجبورم کاری را که به آن لاپاروتومی اکتشافی می‌گویند انجام دهم.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

He's going to need an exploratory laparotomy...but despite his triathlons, his lungs still make me hesitant to cut.

او به یک لاپاروتومی اکتشافی نیاز دارد...اما با وجود تریاتون‌هایش، ریه‌هایش هنوز باعث می‌شوند در برش مردد باشم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Are we gonna be doing a laparotomy?

آیا ما یک لاپاروتومی انجام خواهیم داد؟

منبع: Good doctor

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید