larders

[ایالات متحده]/ˈlɑːdəz/
[بریتانیا]/ˈlɑrdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق‌ها یا کمدها برای نگهداری غذا

عبارات و ترکیب‌ها

stock larders

ذخیره‌سازی سردخانه‌ها

fill larders

پر کردن سردخانه‌ها

organize larders

مرتب‌سازی سردخانه‌ها

clean larders

تمیز کردن سردخانه‌ها

inspect larders

بازرسی سردخانه‌ها

empty larders

خالی کردن سردخانه‌ها

label larders

برچسب‌گذاری سردخانه‌ها

secure larders

محافظت از سردخانه‌ها

manage larders

مدیریت سردخانه‌ها

check larders

بررسی سردخانه‌ها

جملات نمونه

the larders were stocked full for the winter.

اقلام انبار برای زمستان پر شده بودند.

she organized the larders and labeled everything.

او اقلام انبار را سازماندهی کرد و همه چیز را برچسب‌گذاری کرد.

many families have larders in their basements.

خانواده‌های زیادی در زیرزمین خود اقلام انبار دارند.

the larders were filled with homemade preserves.

اقلام انبار با مرباهای خانگی پر شده بودند.

he often visits local markets to fill his larders.

او اغلب برای پر کردن اقلام انبار خود از بازارهای محلی بازدید می‌کند.

during the harvest season, larders are overflowing.

در فصل برداشت، اقلام انبار سرریز می‌شوند.

they decided to renovate the old larders in the kitchen.

آنها تصمیم گرفتند اقلام انبار قدیمی را در آشپزخانه بازسازی کنند.

many cultures have unique items in their larders.

فرهنگ‌های زیادی اقلام منحصربه‌فردی در اقلام انبار خود دارند.

the larders often contain spices from around the world.

اقلام انبار اغلب شامل ادویه‌هایی از سراسر جهان هستند.

he keeps his larders organized to avoid waste.

او اقلام انبار خود را سازماندهی می‌کند تا از هدر رفتن جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید