| جمع | larvacides |
the government launched a larvacide program to combat the mosquito outbreak.
دولت یک برنامه اسپری کردن لارووسید را برای مقابله با افزایش حشرات گوشتگوشتی راهاندازی کرد.
health officials are applying larvacide treatments in affected neighborhoods.
مسئولان بهداشت در مناطق متأثر درمانهای لارووسید را اعمال میکنند.
the larvacide chemicals were effective in reducing mosquito populations.
شیمیهای لارووسید در کاهش جمعیت حشرات گوشتگوشتی مؤثر بود.
regular larvacide spraying is essential during the rainy season.
اسپری کردن منظم لارووسید در فصل بارانی ضروری است.
the larvacide campaign successfully prevented disease spread.
کمپین لارووسید به موفقیت در جلوگیری از پخش بیماری منجر شد.
researchers developed a new larvacide product for mosquito control.
پژوهشگران یک محصول جدید لارووسید برای کنترل حشرات گوشتگوشتی توسعه دادند.
environmental agencies monitor larvacide use carefully.
آژانسهای محیط زیست به دقت استفاده از لارووسید را نظارت میکنند.
the larvacide application schedule follows strict guidelines.
برنامه اعمال لارووسید مطابق با راهنماییهای سختگیرانه انجام میشود.
community members cooperated with larvacide efforts.
اعضای جامعه با تلاشهای لارووسید همکاری کردند.
alternative larvacide methods are being researched.
روشهای جایگزین لارووسید مورد مطالعه قرار میگیرند.
the larvacide treatment reduced larvae by 90 percent.
درمان لارووسید لاروها را به میزان ۹۰ درصد کاهش داد.
aerial larvacide operations covered large areas.
عملیات لارووسید از طریق هوا مناطق گستردهای را پوشش داد.
the larvacide resistance has become a growing concern among scientists.
مقاومت لارووسید به یک نگرانی در حال افزایش در میان دانشمندان تبدیل شده است.
local authorities distributed larvacide kits to residents.
مقامات محلی کیتهای لارووسید را به ساکنین توزیع کردند.
the larvacide effectiveness varies depending on water conditions.
کارایی لارووسید بستگی به شرایط آب دارد.
the government launched a larvacide program to combat the mosquito outbreak.
دولت یک برنامه اسپری کردن لارووسید را برای مقابله با افزایش حشرات گوشتگوشتی راهاندازی کرد.
health officials are applying larvacide treatments in affected neighborhoods.
مسئولان بهداشت در مناطق متأثر درمانهای لارووسید را اعمال میکنند.
the larvacide chemicals were effective in reducing mosquito populations.
شیمیهای لارووسید در کاهش جمعیت حشرات گوشتگوشتی مؤثر بود.
regular larvacide spraying is essential during the rainy season.
اسپری کردن منظم لارووسید در فصل بارانی ضروری است.
the larvacide campaign successfully prevented disease spread.
کمپین لارووسید به موفقیت در جلوگیری از پخش بیماری منجر شد.
researchers developed a new larvacide product for mosquito control.
پژوهشگران یک محصول جدید لارووسید برای کنترل حشرات گوشتگوشتی توسعه دادند.
environmental agencies monitor larvacide use carefully.
آژانسهای محیط زیست به دقت استفاده از لارووسید را نظارت میکنند.
the larvacide application schedule follows strict guidelines.
برنامه اعمال لارووسید مطابق با راهنماییهای سختگیرانه انجام میشود.
community members cooperated with larvacide efforts.
اعضای جامعه با تلاشهای لارووسید همکاری کردند.
alternative larvacide methods are being researched.
روشهای جایگزین لارووسید مورد مطالعه قرار میگیرند.
the larvacide treatment reduced larvae by 90 percent.
درمان لارووسید لاروها را به میزان ۹۰ درصد کاهش داد.
aerial larvacide operations covered large areas.
عملیات لارووسید از طریق هوا مناطق گستردهای را پوشش داد.
the larvacide resistance has become a growing concern among scientists.
مقاومت لارووسید به یک نگرانی در حال افزایش در میان دانشمندان تبدیل شده است.
local authorities distributed larvacide kits to residents.
مقامات محلی کیتهای لارووسید را به ساکنین توزیع کردند.
the larvacide effectiveness varies depending on water conditions.
کارایی لارووسید بستگی به شرایط آب دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید