put on
پوشیدن
put away
جمع کردن
put in
قرار دادن
put off
به تعویق انداختن
put back
بازگرداندن
put up
نصب کردن
put out
خاموش کردن
put together
همراه کردن
put down
مقروض نشان دادن
put forward
ارائه شده
put into
قرار دادن در
put it on
آن را بپوشان
put forth
ارائه کن
put for
برای گذاشتن
put into practice
به کار بریدن
put into operation
به بهره برداری گذاشتن
put into production
وارد تولید کردن
put into use
به کار انداختن
put up with
تحمل کردن
put emphasis on
تاکید کردن بر
put in place
قرار دادن در جای خود
put it on the table.
آن را روی میز قرار دهید.
put on the brakes.
ترمزها را بکشید.
Put it in writing.
آن را به صورت کتبی بنویسید.
put sb. in manacles
فردی را در دستبند قرار دهید.
the recommendation was put on ice.
پیشنهاد به حالت تعلیق درآمد.
the ball was put in play.
توپ وارد بازی شد.
put it in a safe place.
آن را در یک مکان امن قرار دهید.
put sb. in irons
فردی را در زنجیر قرار دهید.
put sb. on the stage
فردی را روی صحنه قرار دهید.
put a double on sb.
یک شرط روی کسی بگذارید.
Put it right in the middle.
آن را درست در وسط قرار دهید.
put the battleship into mothballs.
قرار دادن کشتی جنگی در حالت تعلیق
put a hex on a person
گذاشتن طلسم روی شخص
put the plug in the socket
دوشاخه را در پریز قرار دهید
put into port to refit
وارد بندر برای بازسازی
Put the coffee on.
قهوه را روشن کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید