lefthander

[ایالات متحده]/ˈlɛfˌhændə/
[بریتانیا]/ˈlɛfˌhændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طور طبیعی از دست چپ بیشتر استفاده می‌کند؛ ضربه چپ در بوکس؛ یک پس‌زمینه ناگهانی و غیرمنتظره

جملات نمونه

as a lefthander, i find it easier to write in certain positions.

به عنوان یک چپ دست، نوشتن در برخی از موقعیت‌ها برایم آسان‌تر است.

lefthanders often have unique challenges in a right-handed world.

چپ دست‌ها اغلب چالش‌های منحصربه‌فردی در دنیای راست‌دست‌ها دارند.

many famous artists were lefthanders, showcasing their creativity.

بسیاری از هنرمندان مشهور چپ دست بودند که خلاقیت خود را نشان می‌دادند.

being a lefthander can sometimes lead to awkward situations.

چپ دست بودن گاهی اوقات می‌تواند منجر به موقعیت‌های ناخوشایند شود.

lefthanders may need special tools designed for their use.

چپ دست‌ها ممکن است به ابزارهای خاص طراحی شده برای استفاده خود نیاز داشته باشند.

in sports, being a lefthander can be an advantage.

در ورزش، چپ دست بودن می‌تواند یک مزیت باشد.

many lefthanders prefer using left-handed scissors.

بسیاری از چپ دست‌ها ترجیح می‌دهند از قیچی‌های مخصوص چپ دست استفاده کنند.

schools often overlook the needs of lefthanders.

مدارس اغلب نیازهای چپ دست‌ها را نادیده می‌گیرند.

some studies suggest that lefthanders are more creative.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که چپ دست‌ها خلاق‌تر هستند.

being a lefthander can influence your choice of sports.

چپ دست بودن می‌تواند بر انتخاب شما در مورد ورزش تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید