legcuffs

[ایالات متحده]/lɛɡkʌfs/
[بریتانیا]/lɛɡkʌfs/

ترجمه

n. جمع صورت مفرد leg-cuff؛ بخشی از شلوار که پا را پوشانده است؛ محدود کننده‌های یا نوارهایی که برای محدود کردن حرکت پا طراحی شده‌اند.

جملات نمونه

the prisoner wore heavy legcuffs that clanked with each step he took.

زندانی کفش‌های سنگینی را پوشید که با هر گامی که می‌زد، صدای زنگ زدن می‌کرد.

the police put legcuffs on the suspect to prevent him from running away.

پلیس به مشکوک کفش‌های فلزی زنجیری نصب کرد تا از فرارش جلوگیری کند.

she struggled against the tight legcuffs, but they held her firmly in place.

او با کفش‌های فلزی سخت مقاومت کرد، اما آن‌ها او را محکم در جای خود نگه داشتند.

the jailer removed the legcuffs once the prisoner was secured in his cell.

پس از اینکه زندانی در سلول خود امن شد، نگهبان کفش‌های فلزی را از روی او برداشت.

metal legcuffs bound the prisoner's ankles together, making it impossible to walk normally.

کفش‌های فلزی زندانی را به یکدیگر متصل کرد و باعث شد که نتواند به طور عادی راه برود.

he tried to escape from the legcuffs by picking the lock with a hidden piece of wire.

او سعی کرد از کفش‌های فلزی فرار کند و با یک سیم پنهان قفل را باز کرد.

the legcuffs and handcuffs were chained together, creating a complete restraint system.

کفش‌های فلزی و دستکش‌ها با یکدیگر زنجیر شده بودند و یک سیستم کامل محدودیت ایجاد کردند.

cold steel legcuffs wrapped around her ankles, sending shivers through her body.

کفش‌های فلزی سردی که حول پای او بسته شده بودند، لرزه‌هایی در بدن او ایجاد کردند.

the weight of the legcuffs made it difficult for the captive to take more than a few steps.

وزن کفش‌های فلزی باعث شد که بازداشت شده بیش از چند گام نتواند حرکت کند.

as the police car accelerated, the prisoner's legcuffs rattled against the floorboard.

همان‌طور که ماشین پلیس سرعت گرفت، کفش‌های فلزی زندانی روی زمین زنگ زدند.

the sound of legcuffs clanking echoed through the prison corridor.

صوت زنگ زدن کفش‌های فلزی در مسیر زندانی تکرار شد.

security systems connected the legcuffs and handcuffs together for maximum restraint.

سیستم‌های امنیتی کفش‌های فلزی و دستکش‌ها را به یکدیگر متصل کردند تا محدودیت حداکثری داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید