leipziger

[ایالات متحده]/ˈlaɪpʊɡə/
[بریتانیا]/ˈlaɪpˌzɪɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن یا بومی لایپزیگ، آلمان
adj. مربوط به لایپزیگ، آلمان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

leipziger street

خیابان لایپزیگ

leipziger festival

جشنواره لایپزیگ

leipziger book

کتاب لایپزیگ

leipziger market

بازار لایپزیگ

leipziger culture

فرهنگ لایپزیگ

leipziger music

موسیقی لایپزیگ

leipziger cuisine

آشپزی لایپزیگ

leipziger history

تاریخ لایپزیگ

leipziger art

هنر لایپزیگ

leipziger university

دانشگاه لایپزیگ

جملات نمونه

leipziger culture is rich and diverse.

فرهنگ لایپزیگ غنی و متنوع است.

the leipziger book fair attracts many visitors.

نمایشگاه کتاب لایپزیگ بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب می کند.

she studied at a leipziger university.

او در یک دانشگاه لایپزیگ تحصیل کرد.

leipziger cuisine features many traditional dishes.

آشپزی لایپزیگ دارای غذاهای سنتی زیادی است.

he enjoys the leipziger symphony orchestra.

او از ارکستر سمفونیک لایپزیگ لذت می برد.

leipziger architecture showcases historical styles.

معماری لایپزیگ سبک های تاریخی را به نمایش می گذارد.

the leipziger market is held every week.

بازار لایپزیگ هر هفته برگزار می شود.

many artists come from the leipziger area.

هنرمندان زیادی از منطقه لایپزیگ می آیند.

leipziger residents are known for their hospitality.

ساکنان لایپزیگ به خاطر مهمان نوازی خود مشهور هستند.

she bought a leipziger specialty as a souvenir.

او یک غذای خاص لایپزیگ را به عنوان سوغاتی خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید