lepidopterologist

[ایالات متحده]/ˌlɛpɪdɒptəˈrɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˌlɛpɪˌdɑptəˈrɑləʤɪst/

ترجمه

n. دانشمندی که پروانه‌ها و شب‌پره‌ها را مطالعه می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lepidopterologist study

تحقیقات مربوط به حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist career

مسیر شغلی متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist expertise

تخصص متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist fieldwork

کار میدانی متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist research

تحقیقات متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist conference

کنفرانس متخصصان حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist findings

یافته‌های متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist publication

انتشارات متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist observation

مشاهدات متخصص حشرات پروانه‌ای

lepidopterologist species

گونه‌های متخصص حشرات پروانه‌ای

جملات نمونه

the lepidopterologist studied the migration patterns of butterflies.

لكوپترولوژیست الگوهای مهاجرتی پروانه‌ها را مطالعه کرد.

as a lepidopterologist, she dedicated her life to conserving butterfly habitats.

به عنوان یک لكوپترولوژیست، او زندگی خود را وقف حفظ زیستگاه‌های پروانه کرد.

the lepidopterologist published a paper on the effects of climate change on moth populations.

لكوپترولوژیست مقاله‌ای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی بر جمعیت حشرات منتشر کرد.

he became a lepidopterologist after years of studying insects.

او پس از سال‌ها مطالعه حشرات به لكوپترولوژیست تبدیل شد.

the lepidopterologist's research helped identify new species of butterflies.

تحقیقات لكوپترولوژیست به شناسایی گونه‌های جدید پروانه‌ها کمک کرد.

many lepidopterologists work in collaboration with conservation organizations.

بسیاری از لكوپترولوژیست‌ها با سازمان‌های حفظ محیط زیست به طور مشترک کار می‌کنند.

during the conference, the lepidopterologist shared her findings on butterfly behavior.

در طول کنفرانس، لكوپترولوژیست یافته‌های خود در مورد رفتار پروانه‌ها را به اشتراک گذاشت.

the lepidopterologist's passion for butterflies inspired many students.

اشتیاق لكوپترولوژیست به پروانه‌ها الهام‌بخش بسیاری از دانشجویان بود.

she often travels to remote areas as a lepidopterologist to study rare species.

او اغلب به عنوان یک لكوپترولوژیست به مناطق دورافتاده سفر می‌کند تا گونه‌های نادر را مطالعه کند.

the lepidopterologist organized a workshop to teach others about butterfly conservation.

لكوپترولوژیست کارگاهی را برای آموزش دیگران در مورد حفظ پروانه‌ها برگزار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید