lepomiss

[ایالات متحده]/lɪˈpɒmɪs/
[بریتانیا]/lɪˈpoʊmɪs/

ترجمه

n. جمع لپومیس؛ نوعی ماهی خورشیدی.

جملات نمونه

the lepomiss flower blooms in early spring.

گیاه لپومیس در اوایل بهار گل می‌绽放د.

she found a rare lepomiss specimen in the forest.

او یک نمونه نادر لپومیس در جنگل پیدا کرد.

the scientists studied the lepomiss bacteria carefully.

دانشمندان با دقت باکتری لپومیس را مورد مطالعه قرار دادند.

we need to preserve the lepomiss habitat.

ما نیاز داریم تا محیط زیست لپومیس را حفظ کنیم.

a lepomiss colony was discovered last year.

کلونی لپومیس سال گذشته کشف شد.

the lepomiss gene sequence has been mapped.

دنباله ژن لپومیس نقشه‌برداری شده است.

researchers are analyzing lepomiss behavior patterns.

پژوهشگران الگوهای رفتار لپومیس را تحلیل می‌کنند.

the museum displays a lepomiss fossil.

موزه یک فسیل لپومیس نمایش می‌دهد.

ancient lepomiss fossils reveal evolutionary history.

فسیل‌های باستانی لپومیس تاریخ تکامل را آشکار می‌کنند.

the team is developing a lepomiss conservation plan.

تیم یک برنامه حفاظت لپومیس توسعه می‌دهد.

the lepomiss population has declined significantly.

جمعیت لپومیس به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

scientists are working on lepomiss breeding programs.

دانشمندان روی برنامه‌های تولید لپومیس کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید