leucocytozoon

[ایالات متحده]//ˌluːkəʊˌsaɪtəˈzəʊɒn//
[بریتانیا]//ˌluːkoʊˌsaɪtəˈzoʊɑːn//

ترجمه

n. یک جنس پروتوزوایی پارازیتی که به فیلم آپی کامپلکس متعلق است.

عبارات و ترکیب‌ها

leucocytozoon infection

Infeksiyon leucocytozoon

leucocytozoons present

وجود leucocytozoons

leucocytozoon found

یافته شدن leucocytozoon

leucocytozoon disease

بیماری leucocytozoon

leucocytozoon detected

تشخیص leucocytozoon

leucocytozoon parasite

پارازیت leucocytozoon

leucocytozoon diagnosis

تشخیص leucocytozoon

leucocytozoon treatment

درمان leucocytozoon

leucocytozoon research

پژوهش leucocytozoon

leucocytozoon species

گونه leucocytozoon

جملات نمونه

the leucocytozoon infection in chickens causes severe anemia and high mortality.

آلودگی لئوکوسیتوزوون در مرغ‌ها باعث افت شدید هموگلوبین و مرگ‌ومیر زیاد می‌شود.

researchers identified a new leucocytozoon species in migratory waterfowl.

تحقیق‌کنندگان یک گونه جدید لئوکوسیتوزوون را در پرندگان آبی مهاجر شناسایی کردند.

leucocytozoon parasites are transmitted by blackflies during blood feeding.

پارازیت‌های لئوکوسیتوزوون توسط مگس‌های سیاه در زمان تغذیه خونی منتقل می‌شوند.

field surveys revealed a high prevalence of leucocytozoon in rural poultry farms.

بررسی‌های میدانی نشان داد که شیوع لئوکوسیتوزوون در مزارع پرندگان روستایی زیاد است.

control of leucocytozoon disease requires integrated vector management.

کنترل بیماری لئوکوسیتوزوون نیاز به مدیریت ایнтگریت فاکتور دارد.

diagnosing leucocytozoon requires microscopic examination of blood smears.

تشخیص لئوکوسیتوزوون نیاز به بررسی میکروسکوپی اسپری خون دارد.

climate change may expand the geographic range of leucocytozoon vectors.

تغییرات اقلیمی ممکن است محدوده جغرافیایی فاکتورهای لئوکوسیتوزوون را گسترش دهد.

the leucocytozoon genome has been sequenced to understand its metabolism.

ژنوم لئوکوسیتوزوون توالی‌یابی شده است تا متابولیسم آن را درک کنیم.

antibody detection assays are used to monitor leucocytozoon exposure in birds.

آزمون‌های تشخیص آنتی‌بادی برای نظارت بر مواجهه لئوکوسیتوزوون در پرندگان استفاده می‌شود.

co‑infection with leucocytozoon and plasmodium complicates malaria control programs.

آلودگی همزمان لئوکوسیتوزوون و پلاسمودیوم برنامه‌های کنترل مالاریا را پیچیده می‌کند.

preventive chemotherapy reduced leucocytozoon outbreaks in endemic regions.

شیمی‌درمانی پیشگیرانه تعداد بروزهای لئوکوسیتوزوون در مناطق انتقالی را کاهش داد.

public health officials warn that leucocytozoon can infect humans in rare cases.

مسئولان بهداشت عمومی هشدار می‌دهند که لئوکوسیتوزوون در موارد نادر می‌تواند انسان‌ها را آلوده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید