leukocytotic

[ایالات متحده]/ˌluːkəʊsɪˈtɒtɪk/
[بریتانیا]/ˌluːkoʊsɪˈtɑːtɪk/

ترجمه

adj. مربوط به افزایش گلبول‌های سفید

عبارات و ترکیب‌ها

leukocytotic response

پاسخ لکوسیتوتیک

leukocytotic disorder

اختلال لکوسیتوتیک

leukocytotic profile

نمایه لکوسیتوتیک

leukocytotic condition

وضعیت لکوسیتوتیک

leukocytotic activity

فعالیت لکوسیتوتیک

leukocytotic levels

سطوح لکوسیتوتیک

leukocytotic reaction

واکنش لکوسیتوتیک

leukocytotic findings

یافته‌های لکوسیتوتیک

leukocytotic changes

تغییرات لکوسیتوتیک

leukocytotic symptoms

علائم لکوسیتوتیک

جملات نمونه

the leukocytotic response indicates an infection.

پاسخ لکوتیتیک نشان دهنده عفونت است.

doctors often check for leukocytotic signs in patients.

پزشکان اغلب علائم لکوتیتیک را در بیماران بررسی می کنند.

a leukocytotic condition can affect overall health.

شرایط لکوتیتیک می تواند بر سلامت کلی تأثیر بگذارد.

leukocytotic levels can vary with different diseases.

سطح لکوتیتیک می تواند با بیماری های مختلف متفاوت باشد.

in leukocytotic patients, further tests are often required.

در بیماران لکوتیتیک، اغلب آزمایشات بیشتری مورد نیاز است.

monitoring leukocytotic changes is crucial in treatment.

نظارت بر تغییرات لکوتیتیک در درمان بسیار مهم است.

leukocytotic reactions can signal an immune response.

واکنش های لکوتیتیک می توانند نشان دهنده پاسخ ایمنی باشند.

chronic leukocytotic conditions may require medication.

شرایط لکوتیتیک مزمن ممکن است نیاز به دارو داشته باشد.

leukocytotic findings are common in inflammatory diseases.

یافته های لکوتیتیک در بیماری های التهابی شایع است.

understanding leukocytotic patterns helps in diagnosis.

درک الگوهای لکوتیتیک به تشخیص کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید