| جمع | lexies |
meet lexy
به لکسی بروید
with lexy
همراه لکسی
lexy's book
کتاب لکسی
see lexy
لکسی را ببینید
to lexy
به لکسی
hello lexy
سلام لکسی
lexy and me
لکسی و من
is lexy
لکسی است
lexy comes
لکسی میآید
good lexy
خوب لکسی
the lexy protagonist quickly became a fan favorite.
شخصیت اصلی لکسی به سرعت محبوبیت زیادی پیدا کرد.
her writing style was criticized for being too lexy and dense.
سبک نویسندگی او به دلیل بودن خیلی لکسی و گیج کننده مورد منتقد شد.
he has a very lexy vocabulary that impresses his professors.
او یک گویش بسیار لکسی دارد که به پروفسورهایش اعجاب میکند.
the novel is famous for its lexy descriptions of the landscape.
این رمان به دلیل توصیفهای لکسی از مناظر معروف است.
i felt intimidated by the lexy language in the legal contract.
من توسط زبان لکسی در قرارداد حقوقی مورد ترس و وحشت قرار گرفتم.
using such lexy terms might confuse the general audience.
استفاده از چنین واژگان لکسی ممکن است عموم جمعیت را گیج کند.
the poet is known for her complex and lexy verses.
شاعر به دلیل آوازههای پیچیده و لکسیاش معروف است.
she gave a very lexy presentation on linguistics.
او یک ارائه بسیار لکسی در مورد زبانشناسی ارائه داد.
readers often struggle with the lexy passages in the book.
خوانندگان اغلب با فصلهای لکسی در کتاب دچار مشکل میشوند.
his speech was too lexy for the informal gathering.
گفتار او برای جمعجوری غیررسمی خیلی لکسی بود.
the editor asked the writer to simplify the lexy text.
ویراستار از نویسنده خواست تا متن لکسی را ساده کند.
that is a particularly lexy chapter in the textbook.
این یک فصل خاصا لکسی در کتاب درسی است.
meet lexy
به لکسی بروید
with lexy
همراه لکسی
lexy's book
کتاب لکسی
see lexy
لکسی را ببینید
to lexy
به لکسی
hello lexy
سلام لکسی
lexy and me
لکسی و من
is lexy
لکسی است
lexy comes
لکسی میآید
good lexy
خوب لکسی
the lexy protagonist quickly became a fan favorite.
شخصیت اصلی لکسی به سرعت محبوبیت زیادی پیدا کرد.
her writing style was criticized for being too lexy and dense.
سبک نویسندگی او به دلیل بودن خیلی لکسی و گیج کننده مورد منتقد شد.
he has a very lexy vocabulary that impresses his professors.
او یک گویش بسیار لکسی دارد که به پروفسورهایش اعجاب میکند.
the novel is famous for its lexy descriptions of the landscape.
این رمان به دلیل توصیفهای لکسی از مناظر معروف است.
i felt intimidated by the lexy language in the legal contract.
من توسط زبان لکسی در قرارداد حقوقی مورد ترس و وحشت قرار گرفتم.
using such lexy terms might confuse the general audience.
استفاده از چنین واژگان لکسی ممکن است عموم جمعیت را گیج کند.
the poet is known for her complex and lexy verses.
شاعر به دلیل آوازههای پیچیده و لکسیاش معروف است.
she gave a very lexy presentation on linguistics.
او یک ارائه بسیار لکسی در مورد زبانشناسی ارائه داد.
readers often struggle with the lexy passages in the book.
خوانندگان اغلب با فصلهای لکسی در کتاب دچار مشکل میشوند.
his speech was too lexy for the informal gathering.
گفتار او برای جمعجوری غیررسمی خیلی لکسی بود.
the editor asked the writer to simplify the lexy text.
ویراستار از نویسنده خواست تا متن لکسی را ساده کند.
that is a particularly lexy chapter in the textbook.
این یک فصل خاصا لکسی در کتاب درسی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید