librarianship

[ایالات متحده]/lai'brεəriənʃip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت [صلاحیت] یک کتابدار [کارشناس در علم کتابداری]
شکل‌های واژه

جملات نمونه

From the very beginning of my career in librarianship, I have confronted a current of classism and elitism in libraries.

از همان ابتدا در شغل کتابداری من، با جریان طبقات‌گرایی و نخبه‌گرایی در کتابخانه‌ها روبرو شده‌ام.

She studied librarianship in college.

او در دانشگاه رشته کتابداری را مطالعه کرد.

Librarianship requires strong organizational skills.

کتابداری نیاز به مهارت های سازمانی قوی دارد.

Many universities offer degrees in librarianship.

بسیاری از دانشگاه ها مدرک در رشته کتابداری ارائه می دهند.

Librarianship involves cataloging and classifying materials.

کتابداری شامل فهرست نویسی و طبقه بندی مواد می شود.

The conference focused on the future of librarianship.

کنفرانس بر روی آینده کتابداری متمرکز بود.

Librarianship plays a crucial role in information management.

کتابداری نقش مهمی در مدیریت اطلاعات ایفا می کند.

She has a passion for librarianship.

او شور و شوقی برای کتابداری دارد.

Librarianship encompasses a wide range of responsibilities.

کتابداری طیف گسترده ای از مسئولیت ها را در بر می گیرد.

He pursued a career in librarianship.

او شغلی در کتابداری دنبال کرد.

Librarianship is constantly evolving with new technologies.

کتابداری به طور مداوم با فناوری های جدید در حال تکامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید