The lifeguards must be trained to deal with any sort of emergency.
نجاتگران ساحل باید برای مقابله با هر نوع اورژانس آموزش دیده باشند.
Her stint as a lifeguard usually consumes three hours a day.
دوره او به عنوان نجاتگر ساحل معمولاً سه ساعت در روز طول میکشد.
Lifeguard, sportscaster, movie star, governor, president — there wasn't much Ronald Reagan didn't do in life.
نجاتگر ساحل، گوینده ورزشی، ستاره فیلم، فرماندار، رئیسجمهور — تقریباً هیچ کاری نبود که رونالد ریگان در زندگی انجام نداده باشد.
The lifeguard blew the whistle to signal everyone to get out of the water.
نجاتگر ساحل سوت زد تا به همه علامت دهد که از آب خارج شوند.
It's important for the lifeguard to have strong swimming skills.
برای نجاتگر ساحل داشتن مهارتهای شنای قوی مهم است.
The lifeguard rescued a struggling swimmer from drowning.
نجاتگر ساحل یک شناگر در حال دست و پا زدن را از غرق شدن نجات داد.
The lifeguard is responsible for ensuring the safety of swimmers at the pool.
نجاتگر ساحل مسئول اطمینان از ایمنی شناگران در استخر است.
The lifeguard patrolled the beach to watch for any signs of danger.
نجاتگر ساحل برای بررسی علائم خطر در ساحل گشت میزد.
Children should always swim under the supervision of a lifeguard.
کودکان همیشه باید تحت نظارت یک نجاتگر ساحل شنا کنند.
The lifeguard performed CPR on a swimmer who had stopped breathing.
نجاتگر ساحل CPR را روی شناگری که نفس کشیدن را متوقف کرده بود انجام داد.
The lifeguard station is located near the deep end of the pool.
ایستگاه نجاتگر ساحل در نزدیکی انتهای عمیق استخر قرار دارد.
Lifeguards undergo rigorous training to prepare for emergency situations.
نجاتگران ساحل برای آمادگی برای شرایط اضطراری تحت آموزشهای سخت و طاقتفرسا قرار میگیرند.
The lifeguard's quick response saved a swimmer from a potential drowning incident.
واکنش سریع نجاتگر ساحل یک شناگر را از یک حادثه غرق شدن احتمالی نجات داد.
The lifeguards must be trained to deal with any sort of emergency.
نجاتگران ساحل باید برای مقابله با هر نوع اورژانس آموزش دیده باشند.
Her stint as a lifeguard usually consumes three hours a day.
دوره او به عنوان نجاتگر ساحل معمولاً سه ساعت در روز طول میکشد.
Lifeguard, sportscaster, movie star, governor, president — there wasn't much Ronald Reagan didn't do in life.
نجاتگر ساحل، گوینده ورزشی، ستاره فیلم، فرماندار، رئیسجمهور — تقریباً هیچ کاری نبود که رونالد ریگان در زندگی انجام نداده باشد.
The lifeguard blew the whistle to signal everyone to get out of the water.
نجاتگر ساحل سوت زد تا به همه علامت دهد که از آب خارج شوند.
It's important for the lifeguard to have strong swimming skills.
برای نجاتگر ساحل داشتن مهارتهای شنای قوی مهم است.
The lifeguard rescued a struggling swimmer from drowning.
نجاتگر ساحل یک شناگر در حال دست و پا زدن را از غرق شدن نجات داد.
The lifeguard is responsible for ensuring the safety of swimmers at the pool.
نجاتگر ساحل مسئول اطمینان از ایمنی شناگران در استخر است.
The lifeguard patrolled the beach to watch for any signs of danger.
نجاتگر ساحل برای بررسی علائم خطر در ساحل گشت میزد.
Children should always swim under the supervision of a lifeguard.
کودکان همیشه باید تحت نظارت یک نجاتگر ساحل شنا کنند.
The lifeguard performed CPR on a swimmer who had stopped breathing.
نجاتگر ساحل CPR را روی شناگری که نفس کشیدن را متوقف کرده بود انجام داد.
The lifeguard station is located near the deep end of the pool.
ایستگاه نجاتگر ساحل در نزدیکی انتهای عمیق استخر قرار دارد.
Lifeguards undergo rigorous training to prepare for emergency situations.
نجاتگران ساحل برای آمادگی برای شرایط اضطراری تحت آموزشهای سخت و طاقتفرسا قرار میگیرند.
The lifeguard's quick response saved a swimmer from a potential drowning incident.
واکنش سریع نجاتگر ساحل یک شناگر را از یک حادثه غرق شدن احتمالی نجات داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید