lindane

[ایالات متحده]/ˈlɪndeɪn/
[بریتانیا]/ˈlɪndeɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آفت‌کش که در کشاورزی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعlindanes

عبارات و ترکیب‌ها

lindane exposure

قرار گرفتن در معرض لیندان

lindane contamination

آلودگی لیندان

lindane residues

باقیمانده‌های لیندان

lindane levels

سطح لیندان

lindane use

مصرف لیندان

lindane toxicity

سمیت لیندان

lindane exposure limits

حد مجاز قرار گرفتن در معرض لیندان

lindane ban

تعطیل لیندان

lindane regulation

تنظیمات لیندان

lindane treatment

درمان لیندان

جملات نمونه

lindane is often used as an insecticide in agriculture.

لیندان اغلب به عنوان یک حشره‌کش در کشاورزی استفاده می‌شود.

the use of lindane has been restricted in many countries.

استفاده از لیندان در بسیاری از کشورها محدود شده است.

exposure to lindane can pose health risks.

قرار گرفتن در معرض لیندان می‌تواند خطراتی برای سلامتی ایجاد کند.

researchers are studying the effects of lindane on the environment.

محققان در حال بررسی اثرات لیندان بر محیط زیست هستند.

farmers should follow safety guidelines when using lindane.

کشاورزان باید هنگام استفاده از لیندان، دستورالعمل‌های ایمنی را رعایت کنند.

some pests have developed resistance to lindane.

برخی از آفات در برابر لیندان مقاومت نشان داده‌اند.

lindane can accumulate in the fatty tissues of animals.

لیندان می‌تواند در بافت‌های چربی حیوانات تجمع یابد.

the production of lindane has been banned in several regions.

تولید لیندان در چندین منطقه ممنوع شده است.

health organizations warn against the use of lindane.

سازمان‌های بهداشتی هشدار می‌دهند که از استفاده از لیندان خودداری شود.

lindane is effective against a wide range of pests.

لیندان در برابر طیف گسترده‌ای از آفات موثر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید