lineman

[ایالات متحده]/ˈlaɪn.mən/
[بریتانیا]/ˈlaɪn.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگری که خطوط برق یا تلفن را نصب یا تعمیر می‌کند؛ کارگری که مسئول نگهداری ریل‌های راه‌آهن است
Word Forms
جمعlinemen

عبارات و ترکیب‌ها

lineman job

شغل خط‌کش

lineman training

آموزش خط‌کش

lineman equipment

تجهیزات خط‌کش

lineman safety

ایمنی خط‌کش

lineman duties

وظایف خط‌کش

lineman skills

مهارت‌های خط‌کش

lineman uniform

لباس خط‌کش

lineman career

مسیر شغلی خط‌کش

lineman tools

ابزارهای خط‌کش

lineman apprentice

شاگرد خط‌کش

جملات نمونه

the lineman climbed the pole to fix the wires.

تکنسین به منظور تعمیر سیم‌ها به سراغ تیر برق رفت.

every lineman must prioritize safety on the job.

هر تکنسین باید ایمنی را در طول کار در اولویت قرار دهد.

the lineman worked overtime to restore power after the storm.

تکنسین برای بازگرداندن برق پس از طوفان اضافه کاری انجام داد.

training is essential for a successful lineman.

آموزش برای یک تکنسین موفق ضروری است.

the lineman used specialized tools for the installation.

تکنسین از ابزارهای تخصصی برای نصب استفاده کرد.

linemen often work in challenging weather conditions.

تکنسین‌ها اغلب در شرایط آب و هوایی چالش برانگیز کار می‌کنند.

being a lineman requires physical strength and endurance.

یک تکنسین بودن نیاز به قدرت بدنی و استقامت دارد.

the lineman's expertise was crucial for the project.

تخصص تکنسین برای پروژه بسیار مهم بود.

linemen need to communicate effectively with their teams.

تکنسین‌ها باید به طور مؤثر با تیم‌های خود ارتباط برقرار کنند.

after the training, the new lineman felt more confident.

پس از آموزش، تکنسین جدید احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید