linin

[ایالات متحده]/ˈlɪnɪn/
[بریتانیا]/ˈlɪnɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیلامنت یا شبکه هسته‌ای؛ مش یا رشته‌های هسته‌ای
Word Forms
جمعlinins

عبارات و ترکیب‌ها

linin up

چیدن در ردیف

linin down

پایین چیدن

linin out

بیرون چیدن

linin in

داخل چیدن

linin around

چیدن اطراف

linin together

چیدن کنار هم

linin back

پشت چیدن

linin straight

راست چیدن

linin up nicely

به خوبی چیدن در ردیف

linin for action

برای اقدام چیدن

جملات نمونه

she decided to linin her schedule for the week.

او تصمیم گرفت برنامه خود را برای هفته تنظیم کند.

we need to linin our efforts to complete the project.

ما باید تلاش های خود را برای تکمیل پروژه تنظیم کنیم.

he always tries to linin his work and personal life.

او همیشه سعی می کند کار و زندگی شخصی خود را متعادل کند.

it's important to linin your priorities for better time management.

اولویت های خود را برای مدیریت بهتر زمان تنظیم کنید، مهم است.

they must linin their resources to achieve success.

آنها باید منابع خود را برای دستیابی به موفقیت تنظیم کنند.

to improve efficiency, we should linin our communication.

برای بهبود کارایی، باید ارتباطات خود را تنظیم کنیم.

she has a knack for linin different ideas together.

او استعداد ترکیب ایده های مختلف را دارد.

we need to linin our strategies to face the competition.

ما باید استراتژی های خود را برای مقابله با رقابت تنظیم کنیم.

he is good at linin his team for better collaboration.

او در هماهنگی تیم خود برای همکاری بهتر خوب است.

they plan to linin their marketing efforts for the launch.

آنها قصد دارند تلاش های بازاریابی خود را برای راه اندازی تنظیم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید