| جمع | linins |
linin up
چیدن در ردیف
linin down
پایین چیدن
linin out
بیرون چیدن
linin in
داخل چیدن
linin around
چیدن اطراف
linin together
چیدن کنار هم
linin back
پشت چیدن
linin straight
راست چیدن
linin up nicely
به خوبی چیدن در ردیف
linin for action
برای اقدام چیدن
she decided to linin her schedule for the week.
او تصمیم گرفت برنامه خود را برای هفته تنظیم کند.
we need to linin our efforts to complete the project.
ما باید تلاش های خود را برای تکمیل پروژه تنظیم کنیم.
he always tries to linin his work and personal life.
او همیشه سعی می کند کار و زندگی شخصی خود را متعادل کند.
it's important to linin your priorities for better time management.
اولویت های خود را برای مدیریت بهتر زمان تنظیم کنید، مهم است.
they must linin their resources to achieve success.
آنها باید منابع خود را برای دستیابی به موفقیت تنظیم کنند.
to improve efficiency, we should linin our communication.
برای بهبود کارایی، باید ارتباطات خود را تنظیم کنیم.
she has a knack for linin different ideas together.
او استعداد ترکیب ایده های مختلف را دارد.
we need to linin our strategies to face the competition.
ما باید استراتژی های خود را برای مقابله با رقابت تنظیم کنیم.
he is good at linin his team for better collaboration.
او در هماهنگی تیم خود برای همکاری بهتر خوب است.
they plan to linin their marketing efforts for the launch.
آنها قصد دارند تلاش های بازاریابی خود را برای راه اندازی تنظیم کنند.
linin up
چیدن در ردیف
linin down
پایین چیدن
linin out
بیرون چیدن
linin in
داخل چیدن
linin around
چیدن اطراف
linin together
چیدن کنار هم
linin back
پشت چیدن
linin straight
راست چیدن
linin up nicely
به خوبی چیدن در ردیف
linin for action
برای اقدام چیدن
she decided to linin her schedule for the week.
او تصمیم گرفت برنامه خود را برای هفته تنظیم کند.
we need to linin our efforts to complete the project.
ما باید تلاش های خود را برای تکمیل پروژه تنظیم کنیم.
he always tries to linin his work and personal life.
او همیشه سعی می کند کار و زندگی شخصی خود را متعادل کند.
it's important to linin your priorities for better time management.
اولویت های خود را برای مدیریت بهتر زمان تنظیم کنید، مهم است.
they must linin their resources to achieve success.
آنها باید منابع خود را برای دستیابی به موفقیت تنظیم کنند.
to improve efficiency, we should linin our communication.
برای بهبود کارایی، باید ارتباطات خود را تنظیم کنیم.
she has a knack for linin different ideas together.
او استعداد ترکیب ایده های مختلف را دارد.
we need to linin our strategies to face the competition.
ما باید استراتژی های خود را برای مقابله با رقابت تنظیم کنیم.
he is good at linin his team for better collaboration.
او در هماهنگی تیم خود برای همکاری بهتر خوب است.
they plan to linin their marketing efforts for the launch.
آنها قصد دارند تلاش های بازاریابی خود را برای راه اندازی تنظیم کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید