lippmann

[ایالات متحده]/ˈlɪpmən/
[بریتانیا]/ˈlɪpmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ گابریل لیپمن، یک فیزیکدان فرانسوی که در سال 1908 جایزه نوبل فیزیک را برنده شد
Word Forms
جمعlippmanns

عبارات و ترکیب‌ها

lippmann photography

عکاسی لیپمن

lippmann technique

تکنیک لیپمن

lippmann waves

امواج لیپمن

lippmann effect

اثر لیپمن

lippmann process

فرآیند لیپمن

lippmann colors

رنگ‌های لیپمن

lippmann surface

سطح لیپمن

lippmann image

تصویر لیپمن

lippmann plates

صفحه‌های لیپمن

lippmann film

فیلم لیپمن

جملات نمونه

lippmann's theories on media influence are widely discussed.

تئوری‌های لیپمن درباره تأثیر رسانه‌ها به طور گسترده مورد بحث قرار می‌گیرند.

many scholars reference lippmann in their research.

بسیاری از محققان به لیپمن در تحقیقات خود اشاره می‌کنند.

lippmann believed in the power of public opinion.

لیپمن به قدرت افکار عمومی اعتقاد داشت.

understanding lippmann's perspective can enhance our analysis.

درک دیدگاه لیپمن می‌تواند تحلیل ما را ارتقا دهد.

lippmann wrote extensively about democracy and media.

لیپمن به طور گسترده در مورد دموکراسی و رسانه نوشت.

critics often challenge lippmann's views on journalism.

منتقدان اغلب دیدگاه‌های لیپمن در مورد روزنامه‌نگاری را به چالش می‌کشند.

the lippmann report influenced many media policies.

گزارش لیپمن بر سیاست‌های رسانه‌ای بسیاری تأثیر گذاشت.

lippmann's insights remain relevant in today's society.

بینش‌های لیپمن هنوز هم در جامعه امروز مرتبط هستند.

students often study lippmann's work in communication courses.

دانشجویان اغلب آثار لیپمن را در دوره‌های ارتباطات مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید