lispings

[ایالات متحده]/ˈlɪspɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɪspɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید گفتار با لحن لَکنت
n. عمل صحبت کردن با لحن لَکنت
v. به شیوه‌ای صحبت کردن که با لحن لَکنت مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

lisping child

کودک با لکنت

lisping voice

صدای لکنت

lisping speech

گفتار با لکنت

lisping tone

لحن لکنت

lisping sound

صدای لکنت

lisping problem

مشکل لکنت

lisping character

شخصیت لکنت

lisping actor

بازیگر لکنت

lisping student

دانش‌آموز لکنت

lisping friend

دوست لکنت

جملات نمونه

the child was lisping as he spoke to his friends.

او در حالی که با دوستانش صحبت می‌کرد، حرف می‌زد.

she found it adorable that her little brother was lisping.

او فکر می‌کرد که برادر کوچکش حرف زدن دارد بسیار دوست داشتنی است.

his lisping voice made him stand out in the choir.

صدای حرف زدن او باعث شد در گروه کر از دیگران متمایز شود.

after speech therapy, he stopped lisping.

پس از درمان گفتار، او حرف زدن را متوقف کرد.

she was embarrassed about lisping during her presentation.

او در طول ارائه خود در مورد حرف زدن احساس شرمندگی می‌کرد.

the teacher encouraged the student with a lisping speech.

معلم دانش آموزی با گفتار حرف زدن را تشویق کرد.

he practiced his pronunciation to avoid lisping.

او تلفظ خود را تمرین کرد تا از حرف زدن جلوگیری کند.

her lisping made her sound younger than she was.

حرف زدن او باعث شد جوان‌تر از سنش به نظر برسد.

the character in the movie had a charming lisping accent.

شخصیت فیلم دارای لهجه‌ای جذاب با حرف زدن بود.

many children grow out of lisping as they mature.

بسیاری از کودکان با رسیدن به سن بلوغ از حرف زدن خارج می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید