lisping child
کودک با لکنت
lisping voice
صدای لکنت
lisping speech
گفتار با لکنت
lisping tone
لحن لکنت
lisping sound
صدای لکنت
lisping problem
مشکل لکنت
lisping character
شخصیت لکنت
lisping actor
بازیگر لکنت
lisping student
دانشآموز لکنت
lisping friend
دوست لکنت
the child was lisping as he spoke to his friends.
او در حالی که با دوستانش صحبت میکرد، حرف میزد.
she found it adorable that her little brother was lisping.
او فکر میکرد که برادر کوچکش حرف زدن دارد بسیار دوست داشتنی است.
his lisping voice made him stand out in the choir.
صدای حرف زدن او باعث شد در گروه کر از دیگران متمایز شود.
after speech therapy, he stopped lisping.
پس از درمان گفتار، او حرف زدن را متوقف کرد.
she was embarrassed about lisping during her presentation.
او در طول ارائه خود در مورد حرف زدن احساس شرمندگی میکرد.
the teacher encouraged the student with a lisping speech.
معلم دانش آموزی با گفتار حرف زدن را تشویق کرد.
he practiced his pronunciation to avoid lisping.
او تلفظ خود را تمرین کرد تا از حرف زدن جلوگیری کند.
her lisping made her sound younger than she was.
حرف زدن او باعث شد جوانتر از سنش به نظر برسد.
the character in the movie had a charming lisping accent.
شخصیت فیلم دارای لهجهای جذاب با حرف زدن بود.
many children grow out of lisping as they mature.
بسیاری از کودکان با رسیدن به سن بلوغ از حرف زدن خارج میشوند.
lisping child
کودک با لکنت
lisping voice
صدای لکنت
lisping speech
گفتار با لکنت
lisping tone
لحن لکنت
lisping sound
صدای لکنت
lisping problem
مشکل لکنت
lisping character
شخصیت لکنت
lisping actor
بازیگر لکنت
lisping student
دانشآموز لکنت
lisping friend
دوست لکنت
the child was lisping as he spoke to his friends.
او در حالی که با دوستانش صحبت میکرد، حرف میزد.
she found it adorable that her little brother was lisping.
او فکر میکرد که برادر کوچکش حرف زدن دارد بسیار دوست داشتنی است.
his lisping voice made him stand out in the choir.
صدای حرف زدن او باعث شد در گروه کر از دیگران متمایز شود.
after speech therapy, he stopped lisping.
پس از درمان گفتار، او حرف زدن را متوقف کرد.
she was embarrassed about lisping during her presentation.
او در طول ارائه خود در مورد حرف زدن احساس شرمندگی میکرد.
the teacher encouraged the student with a lisping speech.
معلم دانش آموزی با گفتار حرف زدن را تشویق کرد.
he practiced his pronunciation to avoid lisping.
او تلفظ خود را تمرین کرد تا از حرف زدن جلوگیری کند.
her lisping made her sound younger than she was.
حرف زدن او باعث شد جوانتر از سنش به نظر برسد.
the character in the movie had a charming lisping accent.
شخصیت فیلم دارای لهجهای جذاب با حرف زدن بود.
many children grow out of lisping as they mature.
بسیاری از کودکان با رسیدن به سن بلوغ از حرف زدن خارج میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید