lithest

[ایالات متحده]/lɪθ/
[بریتانیا]/lɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pref. سنگ؛ حسابان

عبارات و ترکیب‌ها

lithic tool

ابزار سنگی

lithium battery

باتری لیتیومی

lithosphere layer

لایه سنگ کره

lithograph print

چاپ لیتوگرافی

lithic artifact

اشیای سنگی

lithium ion

یون لیتیوم

lithic industry

صنعت سنگی

lithium chloride

کلرید لیتیوم

lithic material

مواد سنگی

lithium dosage

دوز لیتیوم

جملات نمونه

she found a beautiful lith sculpture at the gallery.

او یک مجسمه سنگی زیبا در گالری پیدا کرد.

the lith print was created by a famous artist.

چاپ سنگی توسط یک هنرمند مشهور ایجاد شد.

they used lithography to produce the book illustrations.

آنها از لیتوگرافی برای تولید تصاویر کتاب استفاده کردند.

the lith stone was essential for the printing process.

سنگ لیتو برای فرآیند چاپ ضروری بود.

she studied lithic technology during her archaeology course.

او فناوری سنگی را در طول دوره باستان شناسی خود مطالعه کرد.

many ancient cultures used lithic tools for daily tasks.

فرهنگ‌های باستانی بسیاری از ابزارهای سنگی برای انجام کارهای روزمره استفاده می‌کردند.

the museum has a collection of lithic artifacts.

موزه دارای مجموعه‌ای از آثار سنگی است.

he is fascinated by the lithography process and its history.

او مجذوب فرآیند لیتوگرافی و تاریخچه آن است.

they showcased lith prints in the art exhibition.

آنها چاپ‌های سنگی را در نمایشگاه هنر به نمایش گذاشتند.

understanding lithic materials is crucial for geologists.

درک مواد سنگی برای زمین شناسان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید