lobotomy

[ایالات متحده]/lə'bɒtəmɪ/
[بریتانیا]/ləˈbɑtəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوبوتومی پیشانی
Word Forms

جملات نمونه

The lobotomy procedure was once a common treatment for mental illnesses.

روش لوتومی یک درمان رایج برای بیماری‌های روانی بود.

The patient underwent a lobotomy to alleviate severe symptoms of schizophrenia.

بیمار برای کاهش علائم شدید اسکیزوفرنی تحت عمل لوتومی قرار گرفت.

The controversial history of lobotomy raises ethical questions about medical practices.

سابقه بحث‌برانگیز لوتومی سوالات اخلاقی در مورد روش‌های پزشکی را مطرح می‌کند.

The lobotomy procedure involves severing connections in the brain's prefrontal cortex.

روش لوتومی شامل قطع اتصالات در قشر پیشانی مغز است.

Doctors no longer perform lobotomies as a treatment for psychiatric disorders.

پزشکان دیگر لوتومی را به عنوان درمان اختلالات روانپزشکی انجام نمی‌دهند.

The lobotomy surgery had lasting effects on the patient's cognitive abilities.

عمل جراحی لوتومی اثرات ماندگاری بر توانایی‌های شناختی بیمار داشت.

Lobotomy was once considered a radical approach to treating mental illness.

لوتومی زمانی به عنوان یک رویکرد رادیکال برای درمان بیماری‌های روانی در نظر گرفته می‌شد.

The use of lobotomy declined with the development of more effective psychiatric medications.

استفاده از لوتومی با توسعه داروهاي روانپزشكي موثرتر کاهش یافت.

Patients who underwent lobotomy often experienced changes in personality and behavior.

بیمارانی که تحت لوتومی قرار گرفتند اغلب تغییراتی در شخصیت و رفتار خود تجربه می‌کردند.

The ethics of performing lobotomies on patients without their full consent is a contentious issue.

اخلاق انجام لوتومی بر روی بیماران بدون رضایت کامل آنها یک موضوع بحث‌برانگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید