locationally

[ایالات متحده]/ləʊˈkeɪʃənəli/
[بریتانیا]/loʊˈkeɪʃənəli/

ترجمه

adv. از نظر موقعیت مکانی؛ با توجه به یک مکان یا موقعیت خاص

عبارات و ترکیب‌ها

locationally specific

موقعیت مکانی خاص

locationally dependent

موقعیت مکانی وابسته

locationally sensitive

موقعیت مکانی حساس

locationally diverse

موقعیت مکانی متنوع

locationally based

موقعیت مکانی مبتنی

جملات نمونه

the species is locationally restricted to the mountainous regions of southeast asia.

گونه به مناطق کوهستانی جنوب شرقی آسیا محدود شده است.

the company's headquarters is locationally positioned in the city center for better accessibility.

دفتر مرکزی شرکت به دلیل دسترسی بهتر در مرکز شهر واقع شده است.

these archaeological findings are locationally significant as they reveal ancient trade routes.

این یافته‌های باستان‌شناسی از نظر مکانی مهم هستند زیرا مسیرهای تجاری باستانی را نشان می‌دهند.

the restaurant is locationally convenient, situated near major transit hubs.

رستوران از نظر مکانی مناسب است و در نزدیکی مراکز حمل و نقل اصلی واقع شده است.

population density varies locationally across the country, with urban areas showing higher concentrations.

تراکم جمعیت به طور مکانی در سراسر کشور متفاوت است، مناطق شهری غلظت بیشتری نشان می‌دهند.

the problem of air pollution manifests locationally in industrial zones.

مشکل آلودگی هوا به طور مکانی در مناطق صنعتی ظاهر می‌شود.

this rare plant is locationally endemic to the volcanic islands.

این گیاه نادر به طور مکانی مختص جزایر آتشفشانی است.

economic opportunities are not distributed locationally equally among different regions.

فرصت‌های اقتصادی به طور یکسان در مناطق مختلف از نظر مکانی توزیع نمی‌شوند.

the museum's collection is locationally organized by historical periods and civilizations.

مجموعه موزه به طور مکانی بر اساس دوره‌های تاریخی و تمدن‌ها سازماندهی شده است.

climate change effects will be felt locationally, with some areas experiencing more severe impacts.

اثرات تغییرات آب و هوایی به طور مکانی احساس خواهد شد، برخی مناطق آسیب جدی‌تری را تجربه خواهند کرد.

the retail chain has strategically expanded locationally over the past decade.

زنجیره خرده فروشی در ده سال گذشته به طور استراتژیک از نظر مکانی گسترش یافته است.

wildlife habitats are locationally sensitive to human encroachment and environmental changes.

زیستگاه‌های حیات وحش به دلیل تجاوز انسان و تغییرات محیطی از نظر مکانی حساس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید