loggia

[ایالات متحده]/'ləʊdʒə/
[بریتانیا]/'lodʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فضای بیرونی پوشیده، معمولاً با طرف‌های باز، متصل به یک اقامتگاه که به یک باغ مشرف است.
Word Forms
جمعloggias

جملات نمونه

Sedateness could make people forgotten the time. For Example, to the man who sat down loggia,It seems slid away over his face.

سکون ممکن است باعث شود مردم زمان را فراموش کنند. به عنوان مثال، برای مردی که در لویا نشسته بود، به نظر می‌رسد که از روی صورتش زمان به سرعت می‌گذرد.

Sedateness could make people forgotten the time. For Example, to the man whosat down the loggia,It seems slid away overhis face.

سکون ممکن است باعث شود مردم زمان را فراموش کنند. به عنوان مثال، برای مردی که در لویا نشسته بود، به نظر می‌رسد که از روی صورتش زمان به سرعت می‌گذرد.

The loggia overlooks the garden.

لویا به باغ چشم انداز دارد.

We enjoyed our breakfast on the loggia.

ما از صرف صبحانه در لویا لذت بردیم.

The loggia provides a shaded spot to relax.

لویا یک مکان سایه‌دار برای استراحت فراهم می‌کند.

She likes to read books in the loggia.

او دوست دارد کتاب‌ها را در لویا بخواند.

The loggia is decorated with potted plants.

لویا با گیاهان گلدانی تزئین شده است.

The loggia is a perfect place for afternoon tea.

لویا یک مکان عالی برای بعد از ظهر چای است.

The loggia is a popular spot for social gatherings.

لویا یک مکان محبوب برای گردهمایی‌های اجتماعی است.

The loggia offers a peaceful retreat from the hustle and bustle of the city.

لویا یک پناهگاه آرامش بخش از شلوغی و ازدحام شهر ارائه می‌دهد.

She painted the columns of the loggia in bright colors.

او ستون‌های لویا را با رنگ‌های روشن نقاشی کرد.

The loggia is a great place to enjoy the sunset.

لویا یک مکان عالی برای لذت بردن از غروب خورشید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید