loginesses

[ایالات متحده]/ˈlɒdʒɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈlɔɡɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت خمودگی

عبارات و ترکیب‌ها

loginesses effect

اثرات بی‌حالی

loginesses symptoms

علائم بی‌حالی

loginesses feeling

احساس بی‌حالی

loginesses state

وضعیت بی‌حالی

loginesses response

واکنش بی‌حالی

loginesses issues

مشکلات بی‌حالی

loginesses factors

عوامل بی‌حالی

loginesses causes

دلایل بی‌حالی

loginesses levels

سطح بی‌حالی

loginesses management

مدیریت بی‌حالی

جملات نمونه

her loginesses made it difficult for her to concentrate.

خستگی بیش از حد باعث می‌شد تمرکز کردن برای او دشوار باشد.

the loginesses of the meeting caused many to lose interest.

خستگی ناشی از جلسه باعث شد بسیاری از افراد بی‌علاقه شوند.

loginesses can often be a sign of fatigue.

خستگی اغلب می‌تواند نشانه‌ای از خستگی باشد.

he struggled against his loginesses during the long lecture.

او در طول سخنرانی طولانی با خستگی خود مبارزه کرد.

the loginesses of the film made it hard to stay engaged.

خستگی فیلم باعث می‌شد حفظ علاقه دشوار باشد.

after a long day, loginesses can set in quickly.

بعد از یک روز طولانی، خستگی می‌تواند به سرعت ظاهر شود.

her loginesses were evident during the group discussion.

خستگی او در طول بحث گروهی آشکار بود.

loginesses can be alleviated with some physical activity.

می‌توان با کمی فعالیت بدنی، خستگی را کاهش داد.

he attributed his loginesses to a lack of sleep.

او خستگی خود را به کمبود خواب نسبت داد.

loginesses in the classroom can affect learning outcomes.

خستگی در کلاس درس می‌تواند بر نتایج یادگیری تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید