lomustines

[ایالات متحده]/ləʊˈmʌstɪnz/
[بریتانیا]/loʊˈmʌstɪnz/

ترجمه

n. نوعی داروی شیمی‌درمانی که برای درمان سرطان استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

lomustines dosage

دوز لوموستین

lomustines treatment

درمان با لوموستین

lomustines side effects

عوارض جانبی لوموستین

lomustines administration

تجویز لوموستین

lomustines efficacy

اثربخشی لوموستین

lomustines indication

نشان لوموستین

lomustines resistance

مقاومت به لوموستین

lomustines therapy

درماني با لوموستین

lomustines regimen

برنامه درمانی لوموستین

lomustines formulation

فرمولاسیون لوموستین

جملات نمونه

lomustines are often used in cancer treatment.

لوموستین‌ها اغلب در درمان سرطان استفاده می‌شوند.

patients receiving lomustines should be monitored closely.

بیماران دریافت‌کننده لوموستین باید به دقت مورد رصد قرار گیرند.

side effects of lomustines can include nausea and fatigue.

عوارض جانبی لوموستین‌ها می‌تواند شامل تهوع و خستگی باشد.

doctors recommend lomustines for specific types of tumors.

پزشکان لوموستین‌ها را برای انواع خاصی از تومورها توصیه می‌کنند.

research on lomustines continues to evolve.

تحقیقات در مورد لوموستین‌ها همچنان در حال تکامل است.

lomustines can be administered intravenously.

لوموستین‌ها می‌توانند به صورت داخل وریدی تجویز شوند.

consult your oncologist about the use of lomustines.

در مورد استفاده از لوموستین‌ها با آنکولوژیست خود مشورت کنید.

some patients may experience allergic reactions to lomustines.

برخی از بیماران ممکن است واکنش‌های آلرژیک به لوموستین‌ها داشته باشند.

it is important to follow the dosage instructions for lomustines.

رعایت دستورالعمل‌های دوز مصرفی لوموستین‌ها مهم است.

lomustines are classified as alkylating agents.

لوموستین‌ها به عنوان عوامل آلکیلاسیون طبقه‌بندی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید