lorchel

[ایالات متحده]/ˈlɔːkəl/
[بریتانیا]/ˈlɔrkəl/

ترجمه

n. نوعی قارچ خوراکی که به جنس Morchella یا Gyromitra تعلق دارد و با ساختار سری شبیه به م蜂窝، در زمینه‌های پزشکی و گردش‌مندی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعlorchels

جملات نمونه

the forager mistook the lorchel for an edible mushroom and fell seriously ill.

جمع‌آور به اشتباه لورچل را با یک قارچ خوراکی گرفت و جدی بیمار شد.

lorchel poisoning requires immediate medical attention.

سمیت لورچل نیاز به توجه پزشکی فوری دارد.

the deadly lorchel resembles several safe mushroom varieties.

لورچل مرگ‌بار به چند نوع قارچ ایمن شباهت دارد.

experts warn against consuming any wild lorchel mushrooms.

متخصصان علیه مصرف هرگونه لورچل گیاهی هشدار می‌دهند.

lorchel contains dangerous toxins that affect the liver.

لورچل سم‌های خطرناکی دارد که بر کبد تأثیر می‌گذارند.

several cases of lorchel poisoning were reported last autumn.

چند مورد سمیت لورچل در پاییز گذشته گزارش شد.

the symptoms of lorchel intoxication appear several hours after consumption.

علائم مسمومیت لورچل چند ساعت پس از مصرف ظاهر می‌شوند.

proper identification is crucial when dealing with lorchel mushrooms.

شناسایی درست زمانی که با لورچل‌ها سروکار دارید حیاتی است.

lorchel should never be eaten raw or cooked.

لورچل را هرگز خام یا پخته نخورید.

forest rangers posted warning signs about poisonous lorchel.

گیاک‌های جنگل علامت‌های هشدار دهنده در مورد لورچل سمی قرار دادند.

the toxic compounds in lorchel can be fatal if untreated.

تکه‌های سمی در لورچل اگر درمان نشود ممکن است مرگ‌آور باشد.

researchers are studying antidotes for lorchel poisoning.

پژوهشگران در حال مطالعه داروهای ضد سم لورچل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید