lycopodium

[ایالات متحده]/ˌlaɪ.kəˈpəʊ.di.əm/
[بریتانیا]/ˌlaɪ.kəˈpoʊ.di.əm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان در خانواده کلاسموس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lycopodium spores

هاگ‌های لاکوپودیوم

lycopodium powder

پودر لاکوپودیوم

lycopodium clavatum

لاکاپودیوم کلاواتوم

lycopodium extract

عصاره لاکوپودیوم

lycopodium alkaloids

آلکالوئیدهای لاکوپودیوم

lycopodium species

گونه‌های لاکوپودیوم

lycopodium plants

گیاهان لاکوپودیوم

lycopodium family

خانواده لاکوپودیوم

lycopodium habitat

زیستگاه لاکوپودیوم

lycopodium uses

کاربردهای لاکوپودیوم

جملات نمونه

lycopodium is often used in traditional medicine.

لیکوپودیوم اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the spores of lycopodium are highly flammable.

هاگرهای لیکوپودیوم بسیار قابل اشتعال هستند.

many species of lycopodium grow in forested areas.

بسیاری از گونه‌های لیکوپودیوم در مناطق جنگلی رشد می‌کنند.

lycopodium can be found in various climates around the world.

لیکوپودیوم را می‌توان در آب و هوای مختلف در سراسر جهان یافت.

researchers are studying the properties of lycopodium spores.

محققان در حال بررسی خواص هاگرهای لیکوپودیوم هستند.

lycopodium is a key component in some herbal remedies.

لیکوپودیوم یک جزء کلیدی در برخی از درمان‌های گیاهی است.

in botany, lycopodium refers to a genus of clubmosses.

در گیاه‌شناسی، لیکوپودیوم به سرده‌ای از سرخ‌کاج‌ها اشاره دارد.

some people use lycopodium for its supposed health benefits.

برخی از افراد از لیکوپودیوم به دلیل فواید بهداشتی فرضی آن استفاده می‌کنند.

lycopodium is often included in homeopathic treatments.

لیکوپودیوم اغلب در درمان‌های هومئوپاتیک گنجانده می‌شود.

the study of lycopodium is important for understanding plant evolution.

مطالعه لیکوپودیوم برای درک تکامل گیاهان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید