lymphangiomas

[ایالات متحده]/ˌlɪmfænˈdʒaɪəmə/
[بریتانیا]/ˌlɪmfænˈdʒoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تومور خوش خیم که توسط یک جمع آوری غیرطبیعی از عروق لنفاوی تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

lymphangioma diagnosis

تشخیص لنفانژیوم

lymphangioma treatment

درمان لنفانژیوم

lymphangioma symptoms

علائم لنفانژیوم

lymphangioma removal

برداشتن لنفانژیوم

lymphangioma causes

علت لنفانژیوم

lymphangioma types

انواع لنفانژیوم

lymphangioma surgery

جراحی لنفانژیوم

lymphangioma research

تحقیقات لنفانژیوم

lymphangioma biopsy

بیوپسی لنفانژیوم

lymphangioma follow-up

پیگیری لنفانژیوم

جملات نمونه

she was diagnosed with a lymphangioma at a young age.

او در سن جوانی به لنفانژیوم تشخیص داده شد.

lymphangioma can occur in various parts of the body.

لنفانژیوم می‌تواند در قسمت‌های مختلف بدن رخ دهد.

the treatment for lymphangioma often involves surgery.

درمان لنفانژیوم اغلب شامل جراحی می‌شود.

doctors monitor lymphangioma for any signs of growth.

پزشکان لنفانژیوم را برای هرگونه علائم رشد زیر نظر دارند.

she underwent a procedure to remove the lymphangioma.

او تحت معاینه‌ای برای برداشتن لنفانژیوم قرار گرفت.

lymphangioma is often mistaken for other types of tumors.

لنفانژیوم اغلب با سایر انواع تومورها اشتباه گرفته می‌شود.

early detection of lymphangioma can lead to better outcomes.

تشخیص زودهنگام لنفانژیوم می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

children are more likely to develop lymphangioma than adults.

کودکان بیشتر از بزرگسالان احتمال ابتلا به لنفانژیوم دارند.

research on lymphangioma is ongoing to improve treatments.

تحقیقات در مورد لنفانژیوم برای بهبود درمان‌ها ادامه دارد.

symptoms of lymphangioma may vary from person to person.

علائم لنفانژیوم ممکن است از شخص به شخص متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید