lysosomal

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربوط به لیزوزوم‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

lysosomal storage disease

بیماری ذخیره‌ای لیزوزومی

lysosomal enzymes

آنزیم‌های لیزوزومی

lysosomal degradation

تجزیه لیزوزومی

lysosomal membrane

غشای لیزوزومی

lysosomal function

عملکرد لیزوزومی

lysosomal storage disorder

اختلال ذخیره لیزوزومی

lysosomal biogenesis

بی‌اوت‌شدگی لیزوزومی

نمونه‌های واقعی

Zymogen granules might fuse with lysosomes bringing trypsinogen into contact with lysosomal digestive enzymes.

احتمال دارد گرانول‌های زیموژن با لیزوزوم‌ها ترکیب شوند و تریپسیژن با آنزیم‌های گوارشی لیزوزومی در تماس قرار گیرد.

منبع: Osmosis - Digestion

All right, as a quick recap, Tay-Sachs disease is a lysosomal storage disease that results in a buildup of GM2 ganglioside in neurons of the central nervous system.

بسیار خب، به عنوان یک مرور سریع، بیماری تِی-ساکس یک بیماری تجمع لیزوزومی است که منجر به تجمع گانگلیوزید GM2 در سلول‌های عصبی سیستم عصبی مرکزی می‌شود.

منبع: Osmosis - Genetics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید