lysosomes

[ایالات متحده]/'laɪsəsəʊm/
[بریتانیا]/'laɪsə,som/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندامک در سلول که شامل آنزیم‌های گوارشی است.

جملات نمونه

There were lysosomes and endoplasmic reticulum in endoplasm, but it lacked Golgi body and mitochondria.

در اندوپلاسم لیزوزوم‌ها و شبکه اندوپلاسم وجود داشت، اما فاقد بدنه‌ گلفی و میتوکندری بود.

Both myxoviruses and lysosomes are equipped with enzymes which can degrade glycoproteins.

همچنین، ویروس‌های میگزو و لیزوزوم‌ها مجهز به آنزیمی هستند که می‌توانند گلیکوپروتئین‌ها را تجزیه کنند.

the phago-capability enhanced,that macrophages emerged with a lot of phagosome and second-lysosome increased in the plasm.

توانایی فاگو- افزایش یافت، ماکروفاژها با تعداد زیادی فاگووزوم و لیزوزوم دوم در پلاسما ظاهر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید