macrophyte

[ایالات متحده]/ˈmæk.rə.faɪt/
[بریتانیا]/ˈmæk.rə.faɪt/

ترجمه

n. گیاه آبی بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

macrophyte growth

رشد گیاهان آبزی

macrophyte diversity

تنوع گیاهان آبزی

macrophyte habitat

زیستگاه گیاهان آبزی

macrophyte species

گونه‌های گیاهان آبزی

macrophyte management

مدیریت گیاهان آبزی

macrophyte restoration

بازسازی گیاهان آبزی

macrophyte biomass

زیست‌توده گیاهان آبزی

macrophyte community

جامعه گیاهان آبزی

macrophyte monitoring

نظارت بر گیاهان آبزی

macrophyte ecology

اکولوژی گیاهان آبزی

جملات نمونه

macrophytes play a crucial role in aquatic ecosystems.

گیاهان آبزی نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

researchers study macrophytes to assess water quality.

محققان گیاهان آبزی را برای ارزیابی کیفیت آب مطالعه می‌کنند.

macrophytes provide habitat for various aquatic species.

گیاهان آبزی زیستگاه برای گونه‌های مختلف آبزی فراهم می‌کنند.

excessive nutrients can lead to macrophyte overgrowth.

تغذیه بیش از حد می‌تواند منجر به رشد بیش از حد گیاهان آبزی شود.

macrophytes can help stabilize sediments in rivers.

گیاهان آبزی می‌توانند به تثبیت رسوبات در رودخانه‌ها کمک کنند.

some macrophytes can improve oxygen levels in water.

برخی از گیاهان آبزی می‌توانند سطح اکسیژن در آب را بهبود بخشند.

invasive macrophytes can disrupt local ecosystems.

گیاهان آبزی مهاجم می‌توانند اکوسیستم‌های محلی را مختل کنند.

macrophytes are important indicators of environmental health.

گیاهان آبزی نشانگرهای مهم سلامت محیط زیست هستند.

conservation efforts often focus on protecting macrophyte habitats.

تلاش‌های حفاظتی اغلب بر حفاظت از زیستگاه‌های گیاهان آبزی متمرکز می‌شوند.

macrophytes can be used in phytoremediation projects.

می‌توان از گیاهان آبزی در پروژه‌های فیتورemediation استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید