maidenhoods

[ایالات متحده]/ˈmeɪdənhʊd/
[بریتانیا]/ˈmeɪdənhʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت دوشیزگی؛ باکرگی

عبارات و ترکیب‌ها

lost maidenhood

افتادن نجابت

preserve maidenhood

حفظ نجابت

defend maidenhood

دفاع از نجابت

cherish maidenhood

ارزش قائل شدن برای نجابت

honor maidenhood

احترام قائل شدن برای نجابت

maidenhood vows

عهد نجابت

maidenhood rites

آداب نجابت

celebrate maidenhood

جشن گرفتن نجابت

relinquish maidenhood

رها کردن نجابت

embrace maidenhood

پذیرفتن نجابت

جملات نمونه

she cherished her maidenhood as a time of freedom.

او باکره‌گی خود را به عنوان دوره‌ای از آزادی ارج می‌نهاد.

in many cultures, maidenhood is celebrated with special rituals.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، باکره‌گی با آیین‌های خاصی جشن گرفته می‌شود.

she looked back on her maidenhood with fond memories.

او با خاطرات خوش به دوران باکره‌گی خود نگاه کرد.

her parents taught her the values of maidenhood.

والدینش ارزش‌های باکره‌گی را به او آموزش دادند.

maidenhood is often associated with purity and innocence.

باکره‌گی اغلب با خلوص و معصومیت همراه است.

she decided to embrace her maidenhood with pride.

او تصمیم گرفت با افتخار دوران باکره‌گی خود را بپذیرد.

in literature, maidenhood is often a theme of romance.

در ادبیات، باکره‌گی اغلب موضوعی از رمانتیک است.

her friends admired her for valuing her maidenhood.

دوستانش او را به خاطر ارزش قائل شدن برای باکره‌گی‌اش تحسین می‌کردند.

she wrote about the challenges of maintaining her maidenhood.

او در مورد چالش‌های حفظ باکره‌گی خود نوشت.

maidenhood can be a source of empowerment for some women.

باکره‌گی می‌تواند منبع توان‌بخشی برای برخی از زنان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید