mairies

[ایالات متحده]/ˈmɛəriːz/
[بریتانیا]/ˈmɛriːz/

ترجمه

n. تالارهای شهر

عبارات و ترکیب‌ها

local mairies

شهرداری‌های محلی

city mairies

شهرداری‌های شهر

regional mairies

شهرداری‌های منطقه‌ای

village mairies

شهرداری‌های روستایی

municipal mairies

شهرداری‌های شهرداری

town mairies

شهرداری‌های شهرک

historic mairies

شهرداری‌های تاریخی

locality mairies

شهرداری‌های محل

urban mairies

شهرداری‌های شهری

community mairies

شهرداری‌های جوامع

جملات نمونه

the mairies in france often serve as community centers.

شهرداری‌های فرانسه اغلب به عنوان مراکز اجتماع عمل می‌کنند.

many mairies provide information about local events.

بسیاری از شهرداری‌ها اطلاعاتی در مورد رویدادهای محلی ارائه می‌دهند.

residents can visit the mairies for official documents.

ساکنان می‌توانند برای دریافت اسناد رسمی از شهرداری‌ها بازدید کنند.

some mairies offer marriage registration services.

برخی از شهرداری‌ها خدمات ثبت ازدواج ارائه می‌دهند.

the mairies play a vital role in local governance.

شهرداری‌ها نقش مهمی در اداره محلی ایفا می‌کنند.

citizens can express their concerns at the mairies.

شهروندان می‌توانند نگرانی‌های خود را در شهرداری‌ها بیان کنند.

mairies often organize cultural events for the community.

شهرداری‌ها اغلب رویدادهای فرهنگی را برای جامعه سازماندهی می‌کنند.

many mairies have online services for convenience.

بسیاری از شهرداری‌ها برای راحتی، خدمات آنلاین دارند.

the mairies are responsible for local elections.

شهرداری‌ها مسئول برگزاری انتخابات محلی هستند.

people can attend public meetings at the mairies.

مردم می‌توانند در جلسات عمومی در شهرداری‌ها شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید