malayan

[ایالات متحده]/məˈleɪ.ən/
[بریتانیا]/məˈleɪ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از مردم مالایی یا زبان آنها
adj. مربوط به شبه جزیره مالایی یا مردم/زبان مالایی

عبارات و ترکیب‌ها

malayan tiger

ببر ملائیا

malayan sun bear

خرس خورشیدی ملائیا

malayan language

زبان ملائیا

malayan fruit

میوه ملائیا

malayan coconut

نارگیل ملائیا

malayan culture

فرهنگ ملائیا

malayan rainforest

جنگل بارانی ملائیا

malayan cuisine

آشپزی ملائیا

malayan heritage

میراث ملائیا

malayan peninsula

شبه جزیره ملائیا

جملات نمونه

the malayan tiger is a critically endangered species.

ببر ملائیا یک گونه در معرض خطر شدید انقراض است.

malayan culture is rich in traditions and customs.

فرهنگ ملائیا غنی از سنت‌ها و آداب و رسوم است.

many malayan dishes are known for their spicy flavors.

غذاهای ملایایی بسیاری به خاطر طعم تندشان معروف هستند.

the malayan peninsula is located in southeast asia.

شبه جزیره ملایا در جنوب شرقی آسیا واقع شده است.

malayan wildlife includes unique species like the orangutan.

حیات وحش ملایا شامل گونه‌های منحصر به فردی مانند اورانگوتان است.

students studied the malayan economy in their geography class.

دانشجویان اقتصاد ملایا را در کلاس جغرافیا خود مطالعه کردند.

the malayan language has various dialects spoken across the region.

زبان ملایایی دارای لهجه‌های مختلفی است که در سراسر منطقه صحبت می‌شود.

malayan palm oil is a major agricultural export.

روغن نخل ملایا یک صادرات کشاورزی عمده است.

tourists are drawn to the malayan rainforests for their biodiversity.

گردشگران به دلیل تنوع زیستی خود به جنگل‌های بارانی ملایا جذب می‌شوند.

the malayan bear is known for its distinct appearance.

خرس ملایا به دلیل ظاهر متمایز خود شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید