maleates

[ایالات متحده]/ˈmeɪliːeɪt/
[بریتانیا]/ˈmeɪliˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک (یا استر) مالئات؛ آنیون مالئات

عبارات و ترکیب‌ها

maleate salt

نمک مالئات

maleate ester

استر مالئات

maleate derivative

مشتق مالئات

maleate compound

ترکیب مالئات

maleate reaction

واکنش مالئات

maleate formation

تشکیل مالئات

maleate anhydride

anhydride مالئات

maleate synthesis

سنتز مالئات

maleate application

کاربرد مالئات

maleate product

محصول مالئات

جملات نمونه

the chemist decided to maleate the compound for better stability.

شیمی‌دان تصمیم گرفت ترکیب را مالئات کند تا پایداری آن بهبود یابد.

researchers often maleate substances to enhance their solubility.

محققان اغلب مواد را مالئات می‌کنند تا حلالیت آن‌ها افزایش یابد.

maleate esters are commonly used in the production of plastics.

استرهای مالئات معمولاً در تولید پلاستیک استفاده می‌شوند.

to create a new product, the team decided to maleate the existing formula.

برای ایجاد یک محصول جدید، تیم تصمیم گرفت فرمول موجود را مالئات کند.

maleate derivatives can act as effective surfactants in various applications.

مشتقات مالئات می‌توانند به عنوان سورفکتانت‌های موثر در کاربردهای مختلف عمل کنند.

they studied how to maleate oils to enhance their properties.

آن‌ها مطالعه کردند که چگونه روغن‌ها را مالئات کنند تا خواص آن‌ها بهبود یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید