malenesses

[ایالات متحده]/ˈmeɪl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈmeɪl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت مرد بودن

عبارات و ترکیب‌ها

various malenesses

مالمزدهای مختلف

toxic malenesses

مالمزدهای سمی

traditional malenesses

مالمزدهای سنتی

cultural malenesses

مالمزدهای فرهنگی

hegemonic malenesses

مالمزدهای هژمونیک

multiple malenesses

مالمزدهای چندگانه

positive malenesses

مالمزدهای مثبت

new malenesses

مالمزدهای جدید

hidden malenesses

مالمزدهای پنهان

جملات نمونه

his malenesses were evident in his confident demeanor.

ظاهر مردانه‌اش در رفتار با اعتماد به نفس او آشکار بود.

society often celebrates traditional malenesses.

جامعه اغلب از مردانگی‌های سنتی تجلیل می‌کند.

different cultures have varying perceptions of malenesses.

فرهنگ‌های مختلف برداشت‌های متفاوتی از مردانگی دارند.

he questioned the stereotypes associated with malenesses.

او کلیشه‌های مرتبط با مردانگی را زیر سوال برد.

exploring malenesses can lead to deeper understanding.

بررسی مردانگی می‌تواند منجر به درک عمیق‌تر شود.

his artwork challenges traditional views of malenesses.

هنر او دیدگاه‌های سنتی در مورد مردانگی را به چالش می‌کشد.

we need to redefine malenesses in modern society.

ما باید مردانگی را در جامعه مدرن دوباره تعریف کنیم.

there are many facets to the concept of malenesses.

بسیاری از جوانب در مفهوم مردانگی وجود دارد.

he wrote a book examining the complexities of malenesses.

او کتابی در مورد بررسی پیچیدگی‌های مردانگی نوشت.

understanding malenesses is crucial for gender studies.

درک مردانگی برای مطالعات جنسیتی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید