malmsey

[ایالات متحده]/ˈmɑːm.zi/
[بریتانیا]/ˈmɑːm.zi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شراب شیرین تولید شده در یونان، اسپانیا و غیره؛ شراب شیرینی از انگور مالمیسی
Word Forms
جمعmalmseys

عبارات و ترکیب‌ها

sweet malmsey

شراب مالمسِی شیرین

malmsey wine

شراب مالمسِی

malmsey grape

انگور مالمسِی

malmsey flavor

طعم مالمسِی

malmsey cask

حباب مالمسِی

malmsey style

سبک مالمسِی

malmsey vintage

سال تولید مالمسِی

malmsey blend

مخلوط مالمسِی

malmsey dessert

دسر مالمسِی

malmsey tasting

چشیدن مالمسِی

جملات نمونه

he served a glass of malmsey at the dinner party.

او یک لیوان مالامسی در مهمانی شام سرو کرد.

malmsey is a sweet wine that pairs well with desserts.

مالامسی یک شراب شیرین است که با دسرها به خوبی می خورد.

she enjoyed sipping malmsey while reading her book.

او از نوشیدن مالامسی در حالی که کتابش را می خواند لذت برد.

the chef recommended malmsey to complement the rich flavors of the dish.

سرآشپز مالامسی را برای تکمیل طعم های غنی غذا توصیه کرد.

traditionally, malmsey was favored by royalty.

به طور سنتی، مالامسی مورد علاقه سلطنتی بود.

at the wine tasting, we sampled several types of malmsey.

در تست شراب، ما انواع مختلفی از مالامسی را امتحان کردیم.

he was delighted to find a vintage bottle of malmsey at the store.

او از یافتن یک بطری قدیمی مالامسی در مغازه خوشحال شد.

they toasted with malmsey to celebrate their anniversary.

آنها با مالامسی برای بزرگداشت سالگرد ازدواج خود سر برداشتند.

the rich taste of malmsey lingered on her palate.

طعم غنی مالامسی روی زبانش ماندگار بود.

he learned about the history of malmsey during his trip to madeira.

او در طول سفرش به مادیرا در مورد تاریخچه مالامسی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید