mameluk

[ایالات متحده]/ˈmæməlʊk/
[بریتانیا]/ˈmæməˌlʊk/

ترجمه

n. یک عضو از یک کلاس نظامی که در اصل از جنگیان بندگان ساخته شده بود، که در مصر از حدود ۱۲۵۰ تا ۱۵۱۷ و دوباره از ۱۷۹۸ تا ۱۸۰۵ حکومت کرد.
شکل‌های واژه
جمعmameluks

جملات نمونه

the mamluk sultanate dominated egypt for centuries.

خانه مملوک سلطنت به مدت قرون در مصر حکومت کرد.

mamluk warriors were known for their military prowess.

جنگجویان مملوک به دلیل قدرت نظامی خود معروف بودند.

the mamluk dynasty ended the mongol invasion.

دودمان مملوک حمله مغول را پایان داد.

mamluk cavalry was feared throughout the middle east.

کавالری مملوک در سراسر خاورمیانه مورد ترس قرار داشت.

cairo is famous for its magnificent mamluk architecture.

کاїرو به دلیل معماری شگفت‌انگیز مملوک معروف است.

the mamluk period produced exquisite metalwork and wood carvings.

دوره مملوک تولید کارهای فلزی و تزئینات چوبی زیبا را به دنبال داشت.

sultan qalawun was a powerful mamluk ruler.

سلاطین قلاآون یک فرمانروای قدرتمند مملوک بود.

mamluk slaves eventually rose to become rulers themselves.

عبدان مملوک در نهایت به فرمانروایی رسیدند.

the battle of ain jalut was a decisive mamluk victory.

نبرد عین جالوت یک پیروزی قطعی مملوک بود.

mamluk fortresses still stand across the egyptian landscape.

قلعه‌های مملوک هنوز در طول مناظر مصری قرار دارند.

the mamluk military system was based on slave soldiers.

نظام نظامی مملوک بر اساس سربازان عبده بود.

coffee was introduced to egypt during the mamluk era.

کافئه در دوره مملوک به مصر معرفی شد.

mamluk sultanates competed for power in the region.

خانه‌های مملوک در منطقه برای قدرت رقابت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید