mammilla

[ایالات متحده]/mæˈmɪlə/
[بریتانیا]/mæˈmɪlə/

ترجمه

n. یک برآمدگی کوچک شبیه نوک سینه؛ یک اصطلاح آناتومیکی برای نوک سینه
شکل‌های واژه
جمعmammillas

عبارات و ترکیب‌ها

mammilla development

توسعه نوک پستان

mammilla structure

ساختار نوک پستان

mammilla stimulation

تحریک نوک پستان

mammilla anatomy

آناتومی نوک پستان

mammilla sensitivity

حساسیت نوک پستان

mammilla function

عملکرد نوک پستان

mammilla size

اندازه نوک پستان

mammilla pain

درد نوک پستان

mammilla care

مراقبت از نوک پستان

mammilla position

موقعیت نوک پستان

جملات نمونه

the mammilla is an important part of the anatomy.

پاپیلای پستان یک بخش مهم آناتومی است.

she studied the structure of the mammilla in her biology class.

او ساختار پاپیلای پستان را در کلاس زیست شناسی خود مطالعه کرد.

the mammilla can vary in size among different species.

اندازه پاپیلای پستان ممکن است در گونه های مختلف متفاوت باشد.

understanding the function of the mammilla is crucial for veterinary science.

درک عملکرد پاپیلای پستان برای علم دامپزشکی بسیار مهم است.

the mammilla plays a role in lactation for mammals.

پاپیلای پستان در شیردهی برای پستانداران نقش دارد.

some animals have unique features on their mammilla.

برخی از حیوانات دارای ویژگی های منحصر به فرد در پاپیلای پستان خود هستند.

research on the mammilla can lead to better healthcare solutions.

تحقیقات در مورد پاپیلای پستان می تواند منجر به راه حل های بهتر مراقبت های بهداشتی شود.

the mammilla is sensitive and can react to touch.

پاپیلای پستان حساس است و می تواند به لمس واکنش نشان دهد.

she learned about the development of the mammilla during her studies.

او در طول تحصیلات خود در مورد رشد پاپیلای پستان یاد گرفت.

the mammilla's role in reproduction is fascinating.

نقش پاپیلای پستان در تولید مثل جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید