mammograms

[ایالات متحده]/ˈmæməɡræm/
[بریتانیا]/ˈmæməɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عکاسی اشعه ایکس از سینه

عبارات و ترکیب‌ها

mammogram appointment

قرار ملاقات ماموگرافی

mammogram results

نتایج ماموگرافی

mammogram screening

غربالگری ماموگرافی

mammogram procedure

روش ماموگرافی

mammogram report

گزارش ماموگرافی

mammogram clinic

کلینیک ماموگرافی

mammogram technician

تکنسین ماموگرافی

mammogram follow-up

پیگیری ماموگرافی

mammogram guidelines

دستورالعمل‌های ماموگرافی

mammogram reminder

یادآوری ماموگرافی

جملات نمونه

she scheduled a mammogram for her annual check-up.

او یک ماموگرافی برای معاینه سالانه خود برنامه ریزی کرد.

the doctor recommended a mammogram after her 40th birthday.

پزشک پس از 40 سالگی او توصیه کرد که ماموگرافی انجام دهد.

it's important to discuss mammogram results with your doctor.

مهم است که نتایج ماموگرافی را با پزشک خود در میان بگذارید.

many women are anxious about their first mammogram.

بسیاری از زنان در مورد اولین ماموگرافی خود مضطرب هستند.

she received a reminder for her mammogram appointment.

او یادآوری برای قرار ماموگرافی خود دریافت کرد.

mammograms can help detect breast cancer early.

ماموگرافی می تواند به تشخیص زودهنگام سرطان سینه کمک کند.

her mammogram showed no signs of abnormalities.

ماموگرافی او هیچ نشانه ای از ناهنجاری نشان نداد.

she felt relieved after her mammogram results came back normal.

او بعد از اینکه نتایج ماموگرافی او طبیعی برگشت احساس راحتی کرد.

women over 50 are advised to get regular mammograms.

توصیه می شود زنان بالای 50 سال به طور منظم ماموگرافی انجام دهند.

her healthcare provider explained the mammogram procedure.

ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی او روش ماموگرافی را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید