mantigers

[ایالات متحده]/ˈmæn.taɪ.ɡər/
[بریتانیا]/ˈmæn.taɪ.ɡɚ/

ترجمه

n. (افسانه‌ای) موجودی با سر انسانی، بدن شیر و دمی از اژدها (یا عقرب)

عبارات و ترکیب‌ها

mantiger roar

غرش بنگال‌تایگر

mantiger habitat

زیستگاه بنگال‌تایگر

mantiger stripes

راه‌های بنگال‌تایگر

mantiger strength

قدرت بنگال‌تایگر

mantiger behavior

رفتار بنگال‌تایگر

mantiger species

گونه بنگال‌تایگر

mantiger diet

رژیم غذایی بنگال‌تایگر

mantiger conservation

حفظ و نگهداری بنگال‌تایگر

mantiger population

جمعیت بنگال‌تایگر

mantiger exhibit

نمایش بنگال‌تایگر

جملات نمونه

the mantiger is known for its unique stripes.

تایگرمنتایگر به دلیل نوارهای منحصر به فردش شناخته شده است.

many people are fascinated by the mantiger's appearance.

بسیاری از مردم از ظاهر تایگرمنتایگر مجذوب هستند.

in the wild, the mantiger is a skilled predator.

در طبیعت، تایگرمنتایگر یک شکارچی ماهر است.

the mantiger's habitat is being threatened by deforestation.

زیستگاه تایگرمنتایگر به دلیل از بین رفتن جنگل ها تهدید می شود.

conservation efforts are important for the mantiger's survival.

تلاش های حفاظتی برای بقای تایگرمنتایگر مهم هستند.

visitors to the zoo are excited to see the mantiger.

بازدیدکنندگان باغ وحش از دیدن تایگرمنتایگر هیجان زده هستند.

the mantiger is a hybrid between a lion and a tiger.

تایگرمنتایگر یک هیبرید بین شیر و ببر است.

scientists study the mantiger to understand hybrid behavior.

دانشمندان تایگرمنتایگر را برای درک رفتار هیبریدی مطالعه می کنند.

the mantiger's roar can be heard from a distance.

غرش تایگرمنتایگر را می توان از راه دور شنید.

capturing a mantiger on film is a rare opportunity.

ضبط تایگرمنتایگر در فیلم یک فرصت نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید