mapmakings

[ایالات متحده]/ˈmæpˌmeɪkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈmæpˌmeɪkɪŋz/

ترجمه

n. هنر یا فرآیند ایجاد نقشه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

mapmakings process

فرآیند ترسیم‌نقشه

mapmakings techniques

تکنیک‌های ترسیم‌نقشه

mapmakings tools

ابزارهای ترسیم‌نقشه

mapmakings skills

مهارت‌های ترسیم‌نقشه

mapmakings software

نرم‌افزار ترسیم‌نقشه

mapmakings methods

روش‌های ترسیم‌نقشه

mapmakings projects

پروژه‌های ترسیم‌نقشه

mapmakings practices

روش‌های عملی ترسیم‌نقشه

mapmakings standards

استانداردهای ترسیم‌نقشه

mapmakings principles

اصول ترسیم‌نقشه

جملات نمونه

mapmakings require a deep understanding of geography.

تهیه نقشه‌ها نیازمند درک عمیقی از جغرافیا است.

many cultures have their own unique mapmakings.

فرهنگ‌های بسیاری نقشه‌های منحصربه‌فرد خود را دارند.

mapmakings can be both an art and a science.

نقشه‌سازی می‌تواند هم هنر و هم علم باشد.

modern technology has changed traditional mapmakings.

فناوری مدرن نقشه‌های سنتی را تغییر داده است.

understanding mapmakings helps in navigation.

درک نقشه‌سازی به جهت‌یابی کمک می‌کند.

mapmakings often reflect the values of a society.

نقشه‌ها اغلب ارزش‌های یک جامعه را منعکس می‌کنند.

in history, mapmakings played a crucial role in exploration.

در طول تاریخ، نقشه‌سازی نقش مهمی در اکتشافات ایفا کرده است.

educational programs often include lessons on mapmakings.

برنامه‌های آموزشی اغلب شامل درس‌هایی در مورد نقشه‌سازی هستند.

mapmakings can reveal changes in the environment over time.

نقشه‌ها می‌توانند تغییرات محیط زیست را در طول زمان نشان دهند.

collaborative mapmakings can enhance community planning.

نقشه‌سازی مشارکتی می‌تواند برنامه‌ریزی جامعه را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید