marats

[ایالات متحده]/ˈmærəts/
[بریتانیا]/ˈmærəts/

ترجمه

n. جمع Marat (یک نام خاص که به عنوان نام استفاده می‌شود).

جملات نمونه

jean-paul marat was a radical journalist during the french revolution

جان-پل مارت یک ژورنالیست رادیکال در دوران انقلاب فرانسه بود

assassins killed marat in his bathtub in 1793

کشیش‌ها در سال 1793 مارت را در حمام خود کشتند

the marat family fled france during the revolution

خانواده مارت در دوران انقلاب از فرانسه فرار کردند

marats inflammatory articles sparked outrage among the nobility

مقاله‌های تحریک‌آمیز مارت عصبانیت میان اشراف را برانگیخت

charlotte corday was the woman who assassinated marat

چارلوت کوردا، زنی بود که مارت را کشت

historical marats continue to study marats legacy today

مارت‌های تاریخی امروزه به میراث مارت ادامه می‌دهند

the painting death of marat depicts the famous assassination

نقاشی مرگ مارت، این کشتار معروف را نمایش می‌دهد

many marats were inspired by marats revolutionary ideals

بیشتر مارت‌ها از ایده‌های انقلابی مارت الهام گرفتند

marats newspaper l ami du peuple criticized the government daily

روزنامه مارت، ل آمی دو یوبل، به طور روزانه دولت را مورد انتقاد قرار می‌داد

modern political scientists analyze marats influence on revolutionary movements

دانشمندان سیاسی مدرن تأثیر مارت بر حرکات انقلابی را تحلیل می‌کنند

the marats corresponded with other revolutionary leaders

مارت‌ها با سایر رهبران انقلاب در ارتباط بودند

students read about marats life in history class

دانش‌آموزان در کلاس تاریخ درباره زندگی مارت می‌خوانند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید