marshalships

[ایالات متحده]/ˈmɑːʃəlʃɪps/
[بریتانیا]/ˈmɑːrʃəlʃɪps/

ترجمه

n. رتبه یا سمت یک مارشال؛ سمت یک افسر نظامی با رتبه بالا.؛ وظایف یا کارکرد یک افسر آیینی که اقدامات رسمی را سازماندهی و نظارت می‌کند.

جملات نمونه

the two rival field marshalships were constantly at odds over military strategy.

دو فرماندهی میدانی رقیب به طور مداوم درباره استراتژی نظامی با یکدیگر در تعارض بودند.

he was elevated to one of the highest marshalships in the land.

او به یکی از بالاترین فرماندهی‌های کشور منصوب شد.

history records their marshalships as a time of great expansion.

تاریخ فرماندهی‌های آن‌ها را به عنوان زمانی از گسترش زیاد ثبت کرده است.

the king granted these rare marshalships only to the most loyal subjects.

پادشاه این فرماندهی‌های نادر را فقط به خدمتکاران وفادارترین داد.

competing marshalships led to a fragmented chain of command.

فرماندهی‌های رقیب منجر به یک زنجیره فرمان‌دهی شکسته شد.

distinguished service in the war resulted in simultaneous promotions to marshalships.

خدمات برجسته در جنگ منجر به ارتقا هم‌زمان به فرماندهی‌ها شد.

the specific duties of these colonial marshalships remain unclear.

وظایف خاص این فرماندهی‌های نیروی اشغالی هنوز نامشخص است.

they debated the constitutional validity of dual marshalships.

آن‌ها درباره صحت قانونی دو فرماندهی بحث کردند.

rival marshalships formed distinct factions within the royal court.

فرماندهی‌های رقیب گروه‌های متمایزی در دارالملک پادشاهی تشکیل دادند.

the book analyzes the administrative failures of various napoleonic marshalships.

کتاب نقص‌های اداری مختلف فرماندهی‌های ناپلئونی را تحلیل می‌کند.

hereditary marshalships were abolished during the revolution.

فرماندهی‌های وارثی در دوران انقلاب لغو شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید