massifs

[ایالات متحده]/mæˈsiːfs/
[بریتانیا]/mæˈsɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ماسيف، اشاره به یک توده کوه بزرگ یا گروهی از کوه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

mountain massifs

کوه های بزرگ

igneous massifs

توده های آذرین

massifs region

منطقه ماسیف

massifs formation

تشکیل ماسیف

massifs systems

سیستم های ماسیف

massifs terrain

زمینی ماسیف

massifs geology

زمین شناسی ماسیف

massifs landscape

مناظر ماسیف

massifs features

ویژگی های ماسیف

massifs altitude

ارتفاع ماسیف

جملات نمونه

the mountain range is known for its impressive massifs.

مجموعه کوهستانی به خاطر توده‌های کوهستانی چشمگیرش معروف است.

explorers often trek through the rugged massifs of the region.

کاوشگران اغلب از میان توده‌های کوهستانی ناهموار منطقه عبور می‌کنند.

massifs provide unique habitats for various wildlife.

توده‌های کوهستانی زیستگاه‌های منحصر به فردی را برای حیات وحش فراهم می‌کنند.

geologists study the formation of ancient massifs.

زمین‌شناسان مطالعه شکل‌گیری توده‌های کوهستانی باستانی را بررسی می‌کنند.

the region's massifs attract many hikers every year.

توده‌های کوهستانی منطقه هر سال گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کنند.

massifs often serve as natural barriers in the landscape.

توده‌های کوهستانی اغلب به عنوان موانع طبیعی در منظره عمل می‌کنند.

photography enthusiasts love capturing the beauty of massifs.

علاقه‌مندان به عکاسی عاشق ثبت زیبایی توده‌های کوهستانی هستند.

many cultures have myths related to the sacred massifs.

فرهنگ‌های بسیاری اسطوره‌های مرتبط با توده‌های کوهستانی مقدس دارند.

massifs can influence local weather patterns significantly.

توده‌های کوهستانی می‌توانند الگوهای آب و هوای محلی را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

the hiking trail winds through various massifs.

مسیر پیاده‌روی از میان توده‌های کوهستانی مختلف عبور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید