mastocyte

[ایالات متحده]/ˈmæstəsaɪt/
[بریتانیا]/ˈmæstəˌsaɪt/

ترجمه

n. نوعی سلول ایمنی که حاوی دانه‌هایی غنی از هیستامین و هپارین است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

mastocyte activation

فعال شدن ماسیتوسیت

mastocyte response

پاسخ ماسیتوسیت

mastocyte degranulation

دي‌گرانولاسیون ماسیتوسیت

mastocyte infiltration

نفوذ ماسیتوسیت

mastocyte function

عملکرد ماسیتوسیت

mastocyte differentiation

تمایز ماسیتوسیت

mastocyte lineage

ریشه ماسیتوسیت

mastocyte signaling

سیگنالینگ ماسیتوسیت

mastocyte survival

بقای ماسیتوسیت

mastocyte biology

زیست‌شناسی ماسیتوسیت

جملات نمونه

mastocytes play a crucial role in allergic reactions.

ماستوسیت‌ها نقش مهمی در واکنش‌های آلرژیک ایفا می‌کنند.

in the immune system, mastocytes are essential for defense.

در سیستم ایمنی، ماستوسیت‌ها برای دفاع ضروری هستند.

mastocytes release histamine during an allergic response.

ماستوسیت‌ها در طول پاسخ آلرژیک، هیستامین آزاد می‌کنند.

researchers study mastocytes to understand asthma better.

محققان ماستوسیت‌ها را برای درک بهتر آسم مطالعه می‌کنند.

mastocytes are found in connective tissues throughout the body.

ماستوسیت‌ها در بافت همبند در سراسر بدن یافت می‌شوند.

in some diseases, mastocytes can become overactive.

در برخی از بیماری‌ها، ماستوسیت‌ها ممکن است بیش از حد فعال شوند.

mastocytes are involved in wound healing processes.

ماستوسیت‌ها در فرآیندهای ترمیم زخم نقش دارند.

understanding mastocytes can lead to better allergy treatments.

درک ماستوسیت‌ها می‌تواند منجر به درمان‌های آلرژی بهتر شود.

some medications target mastocytes to reduce inflammation.

برخی از داروها ماستوسیت‌ها را هدف قرار می‌دهند تا التهاب را کاهش دهند.

mastocytes can influence the severity of allergic symptoms.

ماستوسیت‌ها می‌توانند بر شدت علائم آلرژیک تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید