mastodont

[ایالات متحده]/ˈmæstəˌdɒnt/
[بریتانیا]/ˈmæstəˌdɑnt/

ترجمه

n. پستاندار بزرگ شبیه فیل منقرض شده؛ موجودی کلان یا عظیم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mastodont model

مدل ماستودون

mastodont discovery

کشف ماستودون

mastodont remains

آثار باستانی ماستودون

mastodont fossils

فسیل‌های ماستودون

mastodont habitat

زیستگاه ماستودون

mastodont species

گونه‌های ماستودون

mastodont research

تحقیقات ماستودون

mastodont exhibit

نمایشگاه ماستودون

mastodont skeleton

اسکلت ماستودون

mastodont teeth

دندان‌های ماستودون

جملات نمونه

the mastodont roamed the ancient landscapes.

ماستودون در سرزمین‌های باستانی قدم می‌زد.

scientists study the fossils of the mastodont.

دانشمندان بقایای فسیلی ماستودون را مطالعه می‌کنند.

the mastodont is an extinct species.

ماستودون یک گونه منقرض شده است.

many people are fascinated by the mastodont's size.

بسیاری از مردم از اندازه ماستودون شگفت‌زده هستند.

the discovery of mastodont remains was exciting.

کشف بقایای ماستودون هیجان‌انگیز بود.

mastodonts were herbivorous mammals.

ماستودون‌ها پستانداران گیاه‌خوار بودند.

researchers are uncovering the mysteries of the mastodont.

محققان در حال کشف اسرار ماستودون هستند.

the mastodont lived during the ice age.

ماستودون در دوران یخبندان زندگی می‌کرد.

art depicting the mastodont can be found in caves.

می‌توان نقاشی‌هایی از ماستودون را در غارها یافت.

understanding the mastodont helps us learn about evolution.

درک ماستودون به ما کمک می‌کند تا در مورد تکامل بیشتر بیاموزیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید