mastopathy

[ایالات متحده]/mæstəˈpɒθi/
[بریتانیا]/mæstəˈpɑːθi/

ترجمه

n. بیماری بافت پستان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mastopathy diagnosis

تشخیص ماستوپاتی

mastopathy treatment

درمان ماستوپاتی

mastopathy symptoms

علائم ماستوپاتی

fibrocystic mastopathy

ماستوپاتی فیبرکیستیک

mastopathy management

مدیریت ماستوپاتی

mastopathy risk

خطر ماستوپاتی

chronic mastopathy

ماستوپاتی مزمن

mastopathy evaluation

ارزیابی ماستوپاتی

severe mastopathy

ماستوپاتی شدید

mastopathy research

تحقیقات ماستوپاتی

جملات نمونه

she was diagnosed with mastopathy last year.

او سال گذشته به مبتلا بودن به ماستوپاتی تشخیص داده شد.

mastopathy can cause discomfort in the breasts.

ماستوپاتی می تواند باعث ناراحتی در سینه ها شود.

doctors recommend regular check-ups for mastopathy.

پزشکان معاینات منظم برای ماستوپاتی توصیه می کنند.

many women experience symptoms of mastopathy.

بسیاری از زنان علائم ماستوپاتی را تجربه می کنند.

understanding mastopathy is important for women's health.

درک ماستوپاتی برای سلامت زنان مهم است.

she researched treatment options for mastopathy.

او گزینه های درمانی برای ماستوپاتی را بررسی کرد.

mastopathy is often mistaken for other conditions.

ماستوپاتی اغلب با شرایط دیگر اشتباه گرفته می شود.

symptoms of mastopathy can vary from person to person.

علائم ماستوپاتی می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

she joined a support group for women with mastopathy.

او به یک گروه پشتیبانی برای زنان مبتلا به ماستوپاتی پیوست.

early detection of mastopathy can lead to better outcomes.

تشخیص زودهنگام ماستوپاتی می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید